مرتضی آکوچکیان (طراح گرافیک و از نفرات برگزیده دوسالانه گرافیك) به
نمایشگاه تایپوگرافی اسماءالحسنی اشاره کرد و گفت: در این نمایشگاه بالای
60 تا 70 درصد آثار
کالیگرافی* هستند و این نشان میدهد که یا تعریف
برگزارکننده از تایپوگرافی اشتباه است یا تعریف درستی در فراخوان نمایشگاه
ارائه نشده است.
آکوچکیان گفت: برگزارکننده اگر بخواهد به تعاریف کلاسیک تایپوگرافی
پایبند باشد؛ باید از بین آثار رسیده به دبیرخانهاش تنها 20 تا 30 درصد
آثار را برگزیند ولی گویا دبیرخانه این جشنواره دامنهی پذیرش خود را بالا
برده تا نمایشگاهی با تعداد آثار بیشتر داشته باشد.
وی با ذکر این جمله که "البته برخی از کارها بسیار قشنگ هستند ولی
تایپوگرافی نیستند"، ادامه داد: در شرایطی که رابطه بین عموم جامعه و
گرافیک مشکل دارد و مردم به اندازه سایر هنرها ازجمله تئاتر و سینما،
گرافیک را نمیشناسند و اتفاقاً هیچ تلاشی برای معرفی گرافیک به جامعه
نمیشود، برگزاری تایپوگرافی اسماءالحسنی، دوسالانههای گرافیک، دوسالانه
پوستر و ... همگی زیرسوال است.
وی، مسیر طی شده در جشنوارههای مناسبتی را سیری اشتباه عنوان کرد و
اذعان داشت: یک جشنواره هنری باید برای بازیابی و نمایش بازخورد آثار تولید
شده در طول یک دوره خاص باشد نه اینکه عدهای بنشینند و برای یک جشنواره؛
اثر تولید کنند.
این طراح گرافیک، تکرار جشنوارههای مناسبتی را اشتباه دانست و اظهار
کرد: خاطرم هست چند سال پیش یک جشنواره باعنوان "سوگواره پوسترهای
عاشورایی" برگزار شد؛ خروجیهای سال اولش فوقالعاده بود. در آثار آن
جشنواره آنقدر متفاوت به مقوله عاشورا نگاه شده بود که غیرقابل تصور بود.
سالها بود که طراحان گرافیک جسته و گریخته در زمینه عاشورا کار میکردند و
این سوگواره؛ پتانسیل موجود در این زمینه را آزاد کرد ولی در سال بعد و در
دومین دوره این جشنواره؛ با آثاری روبرو شدیم که گرتهبرداری مستقیم و به
قول دوستی، الهام 99 درصدی از آثار سال قبل بود.
وی ادامه داد: اگر خروجیهای همان نمایشگاه اول به سطح جامعه میآمد و
روی جامعه تاثیر میگذاشت و با تیراژ بالا چاپ میشد و بین هیاتها و تکایا
پخش میشد؛ بسیار بهتر از این بود که به تکرار مکررات دست بزنیم.
آکوچکیان گفت: معتقدم آثار جشنواره پوستر اسماءالحسنی بهتر است به جای
تکرار هرسالهی خود و خرج هزینه برای این کار؛ به صورت گسترده چاپ و در سطح
جامعه پخش شود تا بازخورد و تاثیر اینگونه آثار در جامعه مشخص شود.
وی ادامه داد: در جامعه، طراحان گرافیک ما؛ تایپوگرافی را به
حروفنگاری تشبیه کردهاند درصورتیکه این به هیچ وجه نمیتواند ترجمه کامل
و درستی باشد. هرکدام از بزرگان گرافیک ایران برای تایپوگرافی تعریف خاصی
ارائه دادهاند ولی این تعاریف در طول زمان تغییر میکند و از فرم کلاسیک
خود دور میشود.
وی در تعریف خود برای تایپوگرافی گفت: واژه تایپوگرافی با ایجاد
ترکیببندی با ترکیب تصویر و نوشته شروع شد ولی امروزه همین تعریف اولیه
نیز دستخوش تغییرات زیادی شده است.
آکوچکیان بیان کرد: تایپوگرافی دو کارکرد پیدا کرده است که هر دو
میتواند درست باشد و اتفاقاً هر دو تعریف در ایران درحال اتفاق افتادن
است. اول کار با حروف به طوریکه حروف همچنان به ماهیت حروفی خود پایبندند و
خوانایی خود را حفظ کردهاند و دیگری هم کار با حروفی که صرفاً یک فضای
ترکیبی و ترکیببندی ایجاد میکنند که در این شرایط حروف خوانا نیستند.
وی، مورد اول یعنی خوانا بودن حروف را در طراحی پوستر موردپسند خود
عنوان و اظهار کرد: طراح باید آنچنان هوشمندانه کار کند که نوشته ماهیت و
هویت خویش را کاملاً حفظ نماید و درعین حال یک ترکیب خوب نیز ایجاد شود.
وقتی خطوط خوانا باشد، مخاطب میتواند در مقام قیاس قرار گیرد تا ببیند
طراح چقدر ماهیت نوشته را به ماهیت تصویر پیوند داده و آیا توانسته بین
نوشتار و تصویر محتوا و فرم ایجاد کند یا خیر؟
این طراح گرافیک اضافه کرد: اگر گرافیک را تصویر و تصویرسازی، معنی
کنیم و تایپ را هم نوشتار، تایپوگرافی یک تعریف لغوی پیدا میکند که درواقع
ایجاد تصویر و فضای تصویری با حروف تایپی است. درمورد این تعریف؛ هنرمندی
مثل قباد شیوا حرفهای زیادی زده و معتقد است که نوشتاری مانند نستعلیق
نمیتواند تایپوگرافی باشد.
وی با رد ادعای شیوا در این باره توضیح داد: این حرف تا زمانی درست بود
که نرمافزاری برای تایپ خوشنویسی یا همان نستعلیق وجود نداشت ولی امروزه
تمام خطوط خوشنویسی هم تایپ میشوند پس خوشنویسی هم میتواند در پوسترسازی
مورد استفاده قرار گیرد.
* كالیگرافی نوعی نقاشی است كه در
آن خطوط با یكدیگر برخورد دارند و در واقع نوعی كمپوزسیون خط است. در
كالیگرافی، نقاش خط اشكالی بوجود می آورد كه زیباست. در ایران این نوع
نقاشی به دوران قبل از صفویه باز می گردد، ولی در دوره قاجار از زمان میرزا
غلامرضا امیرخانی خوشنویس كه با خط نستعلیق سیاه مشق كرد، كالیگرافی شكل
گرفت