شعارنویسیها تا نقاشیهای طلایی ،اسبها و خروسهای سادهشده نقاشیهای ترقیجاه بیشتر ما را به سمت و سوی نقاشیهای هنرمندان سبک سقاخانهای میاندازد، با این تفاوت که مایههای سنتی این نقاشیها کمتر بوده و با وجود استفاده از خط و متن به عنوان یک بافت یا چهرههای زنان در کنار اسبها، آنچه که در فضای کلی نقاشی غالب است فضای شخصی نقاش است.
محمود مکتبی: درگذشت «محمد علی
ترقیجاه» بار دیگر هنرمندی را از ما گرفت که شاید در هیایوهای نمایشگاهها
و جشنوارههای هنری کمتر به آن پرداخته باشیم؛ هنرمندی که مهمترین ویژگی
کارهایش را میتوان خلصوص و صمیمیتی دانست که در شخصیت او نیز جاری بود.
بسیاری از اهالی هنر، ترقیجاه را با نقاشیهای شاعرانه
و حضور تجریدی اسبهایش میشناسند اما آثار این هنرمند به این نقاشیها
محدود نمیشود. ترقیجاه که کار خود را پیش از انقلاب آغاز کرده و حاصل آن
را در دو نمایشگاه در سالهای 55 و 57 به نمایش گذاشته بود، با آغاز انقلاب
به جمع نقاشان مردمی میپیوندد.
آثار دوره انقلاب این نقاش با وجود آنکه تحت شعاع آثار
دورههای بعدی او، امروز کمتر مورد توجه قرار گرفته است (و حتا در پایگاه
اینترنتی ترقیجاه نیز نمیتوان آنها را دید) اما به لحاظ تاریخی و جستجوی
ریشههای احساسی آثار ترقیجاه دارای اهمیت فراوانی هستند. نقاشیهای
انقلابی ترقیجاه با یک واقعگرایی خاص و یک نوع خامدستی که نقاشیها را
به سوی سادگی میبرند، تصاویری را به نمایش میگذارند که نقاش به عنوان یک
جزء از جامعه با همان دیدگاه و نگاه کلی موجود در این فضا، از میان همه
رویدادهای آن زمان برگزیده است. برخی از ویژگیهای این آثار جزو ویژگیهای
مشترک نقاشیهای دوره نخست انقلاب است که از این میان میتوان به آوردن
متنهای روزنامه و دیوارنوشتههایی که شعارهای مردمی را در بستر یک نقاشی
باردیگر به چشم میآورند و بر آنها تاکید میکنند، اشاره داشت.

این نوشتههای شعاری در آثار ترقیجاه به شکل مفرطی به
چشم میخورند و علاوه بر تابلوها و پرچمهای مردمی، در نقاشیهای طبیعت
بیجان این نقاش نیز با قرار گرفتن یک روزنامه با تیتری بزرگ که شعاری
مردمی را به نمایش میگذارد، بار دیگر بر این مسئله تاکید میگردد. این
نوشتهها را میتوان در آثار کاتوزیان و شکیبا به گونهای کنترلشدهتر
مشاهده کرد. کاتوزیان با استفاده از شابلونهایی علاوه بر شعارنویسیها
چهرههایی همچون امام خمینی یا دکتر شریعتی را بر دیواری به نمایش میگذارد
اما این نقاشیهای واقعگرا به لحاظ تکنیک و بیان موضوعی، نگاه
شستهرفتهتری را دارند.
ترقیجاه در نقاشیهای متعددی طبیعتبیجانهایی را به
تصویر درآورده است که در آنها پرتره امام در درون یک قاب، در کنار یک
روزنامه و یا چراغی کار شده است. این نقاش در آثار فیگوراتیو خود نیز
مردمی را به نمایش میگذارد که مردم کوچه و بازار هستند و در چهره و حالت
افراد که در کل نقاشی نیز تکلف و پیچیدگی خاصی وجود ندارد و آنچه مهمتر
به نظر میرسد، پیام رسانی و محتواییست که قرار است از طریق این اثر به
مخاطبین منتقل شود. در این آثار میتوان عامیانهترین برداشتها را از فضای
انقلاب مشاهده کرد؛ تا به طور مثال مردمی را ببینیم که مشغول نوشتن
شعارهایی بر روی یک پارچه آویخته شده بر یک تختهاند و افراد دیگر در ادامه
تصویر به راهپیمایی و شعار دادن مشغول هستند. نقاش حتا در پرده شعارنویسی
هم به آوردن یک نوشته یا جمله اکتفا نکرده و حداکثر استفاده را از فضای
نقاشی برای بیان شعارهای انقلابی میکند.

اما همه این آثار در دهه 60 و پس از فروکش التهابات و
شور و هیجان ابتدای انقلاب با تغییری اجتنابناپذیر به مانند آثار بسیاری
دیگر از نقاشان این دوره به سمت و سویی انتزاعی و سمبلیک میرود اما همان
احساس و سادگی را به راحتی در نوع قلمزدنهای نقاش میتوان جستجو نمود.
اسبها و خروسهای سادهشده نقاشیهای ترقیجاه بیشتر ما را به سمت و سوی
نقاشیهای هنرمندان سبک سقاخانهای میاندازد، با این تفاوت که مایههای
سنتی این نقاشیها کمتر بوده و با وجود استفاده از خط و متن به عنوان یک
بافت یا چهرههای زنان در کنار اسبها، آنچه که در فضای کلی نقاشی غالب است
فضای شخصی نقاش است. این امر زمانی تشدید میشود که اسبها در کار تنها به
فرم ساده رنگی تبدیل میشوند.
نقاشیهای ترقیجاه شاید به نسبت آثار نقاشانی همچون
صادق تبریزی، حسین زندهرودی ناصر اویسی یا پرویز کلانتری دارای
نقشمایههای سنتی کمتری است اما همان نگاه و حال و هوای ایرانی را به خوبی
نمایش میدهد. البته در آثار کلاژ این نقاش میتوان توجه به بافت و
نقشمایههای سنتی را بیشتر دید. ترقیجاه در آثار سالهای اخیر خود نیز
به سمت هرچه سادگی بیشتر پیش رفته است.

اسبها خروسها، انسانها و کوهها در نقاشیهای
ترقیجاه آنقدر شاعرانه تصویر میشوند که بیشتر از وجهی مادی، همه آنها از
نگاهی معنوی و متعلق به دنیایی دیگر میآیند. رنگهای روشن سفید و اکر
زمینه نقاشیها نیز تاکیدی دیگری بر این موضوع هستند و هرچه بیشتر از وجه
مادی و واقعگرای آثار میکاهند.
در سالهای اخیر آثار «محمدعلی ترقیجاه» در کنار
نقاشیهای هنرمندان بلند آوازه جهان در شهرهای بزرگی چون نیویورک،
واشینگتن، شیکاگو، پاریس، لندن، زوریخ، ژنو، وین، توکیو، مکزیکو سیتی،
تهران، فلورانس، لیسبون، مادرید، کازابلانکا و اشتوتگارت و پکن به نمایش در
آمدهاند. همچنین موزه بینالمللی هنر قرن بیست و یکم آمریکا (TIMOTCA )
نقاشیهای وی را به عنوان نماینده هنر ایران انتخاب کرد. آثار او نیز جزو
مجموعه موزه هنرهای معاصر تهران (TMCA) موزه هنرهای مدرن شارجه (U.A.E)
موزه ورلد، نوتردام هلند و موزه هنرمندان معاصر (موزه محمدعلی ترقیجاه)
است.