۱۳۹۰ شنبه ۱۵ بهمن
rss


مروری بر آثار نابغه ی هنر بومی استرالیا تومی واتسون | Yannima Tommy Watson


تومی واتسون استاد نو آوری است. هر کدام از نقاشیهایش داستان خاصی را بازگو می کند. ولی جالبترین بخش کارش چگونگی استفاده او از رنگهاست.



 
[استفاده از مطالب با ذکر منبع «نمادینه + لینک»  و «نام نویسنده» بلامانع است]
نویسنده : شاکه ساروخانیان


"تومی واتسون استاد نو آوری است.هر کدام از نقاشیهایش داستان خاصی را بازگو می کند.ولی جالبترین بخش کارش چگونگی استفاده او از رنگهاست.مانند ماتیس واتسون می داند که یک نقاش می تواند هم رنگهای گرم و هم سرد آبی و قرمز را داشته باشد ولی او اینها را با غریزه ی خود فهمیده است بدون هیچ آموزش رسمی.آنچه که او می داند  بصورت شفاهی قابل بیان نیست و قابل آموختن هم نیست و در عین حال امکان ندارد کسی این نقاشیها را ببیند و در عمیق بودن آنها شک کند."

 جان مک دونالد-Sydney morningHerald 2005/5/11                   



ققنوس افسانه ای تومی واتسون بعنوان یک ضرورت هنرمند بودن در هنر بومی استرالیا بی نظیر است.با سابقه ی هنری کمتر از هفت سال و بدون کسب هیچگونه آموزش آکادمیک در نقاشی به غیر از آنچه در مرکز هنری" ایرونیجو" دریافت کرده است او قلب و اذهان مجموعه داران هنری بیشماری را در سراسر جهان تسخیر کرده است.بعنوان یکی از هنرمندان بومی بسیار خاص استرالیا کارهایش در تمامی مجموعه های رسمی استرالیا گنجانده شده است.او در ردیف یکی از شش  هنرمندان بومی استرالیا بود که آثارشان به دلیل دستاوردهای غنی در نمایشگاه دائمی موزه ی با اعتبار "کوئی برنلی" در پاریس در سال 2007  انتخاب شد.در استرالیا نبوغ او با فروش  یکی از کارهای مجموعه ی "والتیتجاتا"با قیمت 240000 $ در مناقصه ی لاوسون-منزی در پاریس  در سال 2007و با شکستن رکورد بالاترین قیمت یک اثر هنرمند بومی معاصر زنده مورد تا یید واقع شد.


تومی واتسون اولین آموزش هنری خود را در مرکز جامعه ی هنری "ایرونیجو"کسب کرد و از آن زمان به بعد مانند دیگر هنرمندان بومی موفق مستقلا فعالیت خود را آغاز کرد و هم اکنون با "جان لوانو"( گالری دار )در گالری آگاتون سیدنی کار می کند.جان لوانو نه تنها از هنر واتسون بلکه از جامعه ی هنری او نیز  محافظت می کند.بنظر جان لوانو ارزش سرمایه گذاری در کارهای واتسون به این دلیل است که او تاکنون توانسته 150 کار اصیل خلق کند. واتسون خود ارزش کارهایش را دربومی بودن هنرش می داند او می گوید سرزمین  خود را می کشد ،سرزمین زیبای خود را وبر پدیده های فرهنگی وابسته به سرزمین خود تکیه می کند.جان لوانو معتقد است واتسون  کمال گرایی است که دوست دارد تمامی مراحل کارش را به نحوی عالی انجام دهد.هر کدام از کارهای او با دقت خاص کشیده می شود که بر اساس دیدگاههایش در زندگی نقش می بندند و داستانی را بازگو می کند. هنرمند بودن تنها یکی از از باورهایش در زندگی است او بقیه ساعات خود را همراه با جامعه ی خود می گذراند.


واتسون در سال 1935 در آناماراپیتیAnamarapiti (در 44 کیلومتری غرب جامعه ی بومی  ایرونیتجو واقع بیابانهای مرکزی-غربی استرالیا )زاده شد.او در جوانی همراه با خانواده ی خود زندگی کوچ نشینی داشته است آنان مجبور بودند هزاران کیلومتر راه را برای رسیدن به یک نهر آب طی کنند.در این مدت او با بهره گیری از دانش پدران خود چگونگی شناسایی آب آشامیدنی و مواد غذایی سالم را در  یکی از مناطق بسیار خشک استرالیا  آموخت او آموخت که چگونه بتواند درآن مناطق زنده بماند، او چگونگی  بر پا کردن آتش و ساختن حصار دور آن را با شاخه ای نازک تجربه کرد  و آموخته های بومی پدران  ومادرانش  در مورد آرزوهای انسانی و نحوه ی ارتباط با سرزمین بومی را بخوبی جذب کرد.

تومی واتسون وابستگی عمیق خود را به سرزمین پدری و مکانهای مقدس عمیقا حفظ نموده و در نقاشیهایش داستانهای سرزمین مادری و پدری خود را بازگو می کند .زمانی که او در زمینهای خود است به نوعی به گفتگو  با خود می پردازد و با حرکات دست و سر قدر دانی خود را از تمامی زمینهایی که از آنها گذر کرده ابراز می کند.


مادر واتسون بسیار زود هنگامی که او کودکی بیش نبود فوت کرد  او داستانها و آرزوهای مادر خود را از بستگان مادری شنیده است.او می گوید"سرزمین مادری و پدری من، وقتی آنها زنده بودند و من بچه بودم مرا به بازدید زمینها می بردند .دلیل انکه ما از سرزمین خود حفاظت می کنیم آنستکه ببینیم آیا حفره های صخره ها خوب هستند." یکی از رویاهای مادرش ملهم از افسانه ی "هفت خواهر" بود این افسانه در نواحی بومی استرالیا به روایات مختلفی بازگو می شود .داستان "هفت خواهر"نقل قول سفری است که ما را از بیابانهای استرالیا به سمت نواحی کثیر الزبان استرالیای شمالی (پیتانتجاتجارا) می برد

 او این افسانه ها را با رنگها و فرمها در نقاشیهایش بازگو می کند.یکی از افسانه ای مهمی که از  نوادگانش نقل قول شده داستان Bush turkey" " ودر واقع داستان جاری شدن سیل عظیمی است که 10000 سال پیش در سرزمین پدری جاری شد  بر اساس یک باور افسانه ای  جاری شدن این  سیل در اثر جنگ دو موجود "kangaroo" و Turkey" "بوده است.او همچنین جنگهای قبیله ای پیشینیان و باورهای افسانه ای مربوط به آنان را می کشد.او در یکی آثار خود "لیارکا "یا داستان طغیان آب از حفره  یا دریاچه ی حوالی کوه کونور را بازگو کرده است.


بطرز بسیار جالبی تومی واتسون مفاهیم مقدس نقاشیهایش را مخفی می دارد  و هیچگاه معانی روحانی آنرا به بینندگان تحمیل نمی کند.مثل آنکه او  گلدانی خالی را می نمایاند که هرکس بتواند آنرا با معانی ذهنی خود پر کند و در عین حال از حساسیت و نمایش خیره کننده نقاشیهایش لذت ببرد.

با تامل بر جهانبینی عمومی و نوع روحانیت عمیقی که در  آبستره های واتسون وجود دارد نقاشیهای او شبیه نقاشیهای واسیلی کاندینسکی،پیت موندریان،کازیمیر مالویچ،مارک روتکو وبارنت نیومن می باشد.برای تمامی این نقاشان  مراجع مذهبی مهمترین عنصر بود و شیوه ی آبستره ی آنان بسیار جدی و چیزی بالاتر از مشاهدات سطحی بودو این بینش را القا می کرد که آثارشان عمیق  و دارای انگیزه ای ژرف است.

موقعیت واتسون  در پیشگام شدن برای خلق هنری نو را می توان به جستجوی  کاندینسکی در حلق هنر آبستره تشبیه کرد که مانند واتسون آبستره های درخشانی را با تکیه بر الهاماتش خلق کرد..کاندینسکی معتقد بود "کلمات ،نتهای موسیقی و رنگها دارای قدرت فیزیکی هستند که ارتعاشات  روحی را نشان می دهند و در نهایت باعث اکتساب آگاهی می شوند".


بومهای  رنگی تند او در یک جریان عملی ریتمیکی خلق شده اند که اغلب همگام با آواز خواندن بوده است.هر دو این نقاشان روشی را انتخاب کردند که در ورای سبک مقبول زمان خود بوده است.کاندینسکی با رد محدودیتهای سبک رئالیسم و واتسون با رد محدودیتهای وابستگی استفاده از سمبلهای هنر بومی او بر این باور است که برخی هنرمندان نقاش پاپونیایی سمبلهای آیینی را به نحو نامناسبی در آثار خود بکار برده اند و قوانین قبیله ای را زیر پا گذاشته اند و به همین دلیل او زبان خاص خود را آفرید که بر اساس استفاده ی منحصر بفرد رنگ ،خط و نقاط ریتمیک می باشد.این تکنیک بیانگرایانه ی او باعث آزادی عمل او در هنرش شد و آثارش با نواسانات شدید فرمی-رنگی و حس گرایی عمیق متجلی شدند.تصاویر او با فضای سه بعدی و لایه بندیهای پیچیده ی رنگی نمایان می شوند.


واتسون و کاندینسکی هر دو در آبستره های خود از خط و رنگ استفاده می کنند .نقاشیهای کاندینسکی احساسات درونی ، اساسی وعمیق او را بازگو می کنند در حالی که واتسون از این عناصر برای بیان رابطه ی خود با سرزمین و رویاهایش استفاده می کند رابطه ای که خود  نشان دهنده ی روحانییت عمیقی است.

خطوط واتسون خصوصیت خطوط پل کلی را دارد این خطها با نمایشی متحیر کننده به ناگهان در وسط داستان محو می شوند  و مانند نقطه ای اعجاب انگیزدر فضا این خطهای نازک  بازی گیرنده  ناگهان حس خیال پردازی مرموزی را پیدا می کنند و برای بینندگان کنجکاوتر محدوده ی بی اندازه ی رویاهای واتسون را می نمایانند.

نقطه گذاریهای واتسون تاثیر جاری شدن امواجی از خطوط موازی را القا می کنند و گاهی این نقطه ها با نفوذ دررنگهای مختف و در جاهایی دیگر با انشعاب یافتن معانی دیگری می یابند که شاید نشانه های سرزمین خود و یا خاطراتی ذهنی است .

جودیت رایان متصدی هنر بومی در نشنال گالری ویکتوریا رنگهای واتسون را تابان توصیف می کند که با هیجان و شدت دقیقا حساب شده با ترکیب بندیها و تنهای مختلف اعمال می شود.

در بین سالهای -2004 -1984 او عضو جنبش "قدرت رنگ" بود که در  صحنه های نمایشی هنر بومی رواج یافته بود.

از دیگر جاذبه های کار  واتسون پیچیدگیهای فضایی و مکان نگاریهای ذهنی بصور مختلف است که با استفاده از رنگهای دلپذیرو لایه بندیهای نقطه های ضخیم با رنگهای سفید،زرد ،نارنجی ،قرمز،بنفش، آبی و سبز نمایان می شوند.در پی بیان شدت وابستگی او به آداب و رسوم و سرزمینش او ابعاد قوی ورمز گونه ی  مقدسات سرزمینش رابا غرق کردن عناصر بصری در چیزی که در اثر عبادت  طولانی  منتج به درک هنری ،زندگی،فضا،زمان و ماهییت می شود به ما می نمایند.

هنر شناس آمریکایی "راجر لیپسی"  در مورد تاثیر معنوی کارهای هنری می گوید:

"بزرگترین هنر گداخته می شود و ما را دگر بار بر می انگیزاند،نه بصورت تحت اللفظی بلکه بصورت باطنی و با تاثیری طولانی تا حدی که بتوانیم از سطوح متفاوت وجودی خود بهره ببریم.شاید کسی نتواند در مورد هنری بیندیشد که تاثیری اینچنین داشته باشد تا آن حدی که بتواند شخصییت انسانی را دگرگون کند با نورانیت چنین هنری چنین بنظر می رسد که ما مستور شده و با دور شدن از هسته ی خودبینی صاحب انرژی معنوی می شویم."

بر خلاف روشهای مرسوم هنرمندان بومی استرالیا که طراحی از قبل نقشه کشی می شود روش واتسون خود انگیخته است وبصورت غریزی و ذاتی با رنگ کار می کند.او گاهی از یک سمت بوم شروع می کند و بعد به سمت دیگر بوم می رود و در کارهای دیگر  اوابتدا  با ایجاد سطوح ناهمگون با روش نقاشی مختص خود آنها را پر می کند و مهمتر از همه او با خط و رنگ لایه بندی های ایجاد می کند که القا کننده ی عمق هستندو متفاوت با فرمهای مرسوم دیگر نقاشان پاپونیایی قبل از خود است. او کارش را با شیوه ی ذهنی شروع می کند و از بکار بستن پیکره نگاریهای مرسوم پیشینیان خود امتناع می ورزد و نتیجه ی آن حصول به یک آزادی بیانی است که او را قادر می سازد مرز بین هنر بومی  و غیر بومی را از بین ببرد و شیوه ی آبستره خاصی را در هنر بومی معاصر خلق کند  .آثاری که بینندگان را کاملا قانع به زیبایی ،تاریخ و قدرت سرزمینش می کند.

او را می توان از پیشگامان برجسته ی  هنر بومی معاصر استرالیا دانست که آوازه ای جهانی دارد و دارای نبوغی است که fh j;di  حس ظرافت هنری بی همتایش شکل می گیرد و او را قادر می سازد که رویاها و سرزمینش را با شیوه ی خود ادغام کرده و با قدرت بیانگرایانه خود بینش درونی ، معنوی ومکانیش را طنین انداز کند.

از سال 2005 واتسون نمایشگاههایی در گالریهای آگاتون در سیدنی و ملبورن دایر کرده است.

 

http://www.en.wikipedia.org/wiki/Yannima_Tommy_Watson

www.agathon.com.au/

http://www.artabase.net/exhibition/1843-yannima-tommy-watson

 


منتشر شده توسط نـمادینه در تاریخ ۱۳۸۹ دوشنبه ۱۸ مرداد

نسخه چاپی نسخه چاپی       ارسال به دوست ارسال به دوست

کدخبر:909منبع: نـمادینهتاریخ انتشار:۱۳۸۹ هجدهم مردادلینک خبر: http://www.namadineh.com/Pages/News-909.htmlتعداد نمایش: 7882کلیدها , تومی , واتسون , Yannima , Tommy , Watson

نظرات



منیره

بسیار جالب و تحسین برانگیز است به امید دیدن اثار بیشتر

نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: