۱۳۹۰ شنبه ۱۵ بهمن
rss

نمایشگاه بزرگ «نام جون پایک» در لیورپول؛
آینـده اكنـون اسـت | نام جون پایک : ویـدئوآرتیـست


آثار نخستین ویدئوآرتیست دنیا در گالری تیت مرور می‌شود - بیشتر مورخان هنر جهان پایک را به عنوان رهبر و بنیانگذاز واقعی شكل جدید هنری كه تصویر متحرك را به دنیای هنر مدرن وارد كرد، می‌شناسند. «آینده اكنون است» یكی از مشهورترین جملات قصار این هنرمند بوده است.


گالری تیت لیورپول از 17 دسامبر 2010 نمایشگاهی از آثار نام جون پایک (1932-2006) را با همکاری موسسه FACT برگزار می‌کند. آثار این نمایشگاه برگزیده‌ای از تمام دوره‌های کاری این هنرمند است که برخی از آنها برای نخستن بار به نمایش در خواهد آمد.

جان‌پایك، یكی از هنرمندان برجسته هنرهای تجسمی كه در دهه شصت با در هم آمیختن تصاویر تلویزیونی، مجسمه، موسیقی و بازیگران زنده هنر ویدئو آرت را بنیان گذاشت، و حدود پنج سال پیش در سن ۷۴سالگی درگذشت.

پایک در كره متولد شد و کار خود را به عنوان یک موزیسین در ژاپن و آلمان آغاز کرد. او در آلمان به هنرهای الترونیکی و جریان‌های آوانگارد آن زمان علاقه‌مند می‌شود که از این میان می‌توان به گروه فلوکسس و آشنایی با هنرمندانی همچون جان کیج و جوزف بویز اشاره داشت. وی سال‌های اولیه حضور خود در آلمان را به تجربه و تمرین می‌گذراند و تجربه‌های خود را در هنر اجرا و هنر ویدیو پس از نقل مکان به نیویورک در سال 1964 ادامه می‌دهد.

ویدئوآرت اغلب به شروع کار «نام جون پایک» (Nam June Paik) نسبت داده می‌شود. زمانی که او از سونی پرتاپک (Sony Portapak) جدید استفاده کرد که در پاییز سال 1965 در نیویورک انجام گرفته بود. در آن زمان او در کافه‌ای شروع به ساخت فیلمی کرد که به تولد «ویدئوآرت» منجر شد.



هنرمند فرانسوی فرد فاستر(Fred Foster) نیز در سال 1967 از سونی پرتاپک استفاده کرد. در آن سال سونی پرتاپک مدل ویدئو روور(Video Rover) که تازه به بازار آمده بود و تا قبل از آن این دستگاه در دسترس هنرمندان نبود و تنها جون پایک به طور آزمایشی از آن استفاده کرده بود. اما گفته می‌شود پیش از جون پایک و فرد فاستر ویدئوآرت‌های زیرزمینی با تفکری سینمایی شروع به کارکرده بود و البته فرد فاستر هم در سال 1959 ولف وستل(Wolf Wostell) را در تلوزیون نشان داده بود که آن هم به نوعی «ویدئوآرت» بود و به عنوان اثری به نام او به ثبت رسیده بود.



نام جون پایک علاوه بر ابداع ویدئو آرت، اصطلاح شاهراه الكترونیكی را پیش از آن‌ كه شاهراه اطلاعاتی (اینترنت) ابداع شود، در آثار خود پایه‌ریزی كرد. این هنرمند در اثر مرگ طبیعی در آپارتمان خود در میامی آمریكا در گذشت و بنیاد فرهنگی كره جنوبی پیشتر ساخت موزه‌ای از آثار وی را آغاز كرده است.



پیك در طول حیات خود جوایز بسیاری از جمله جایزه موزه گوگنهایم نیورك و موزه ازتباطات جمعی شیكاگو را كسب كرده بود. بیشتر مورخان هنر جهان وی را به عنوان رهبر و بنیانگذاز واقعی شكل جدید هنری كه تصویر متحرك را به دنیای هنر مدرن وارد كرد، می‌شناسند. «آینده اكنون است» یكی از مشهورترین جملات قصار این هنرمند بوده است.

این هنرمند كه با ابداعات،آثار و نوشتار خود در زمینه هنرهای مفهومی،ویدیو آرت، فلسفه و موسیقی، چهره شناخته شده‌ای است و در ساخت برخی از قطعات موسیقی با جان كیج همكاری كرده است. او یكی از هنرمندان بنیانگذار گروه فلوكسس، مهمترین گروه آغازگر هنرهای مفهومی بوده است.


گالری تیت لیورپول در این نمایشگاه نگاهی به آثار هنر بدن، تعداد بسیار زیادی از اجراهای موسیقی، نخستین تلویزیون‌های او، مجسمه روبات و نصب ویدئوهای مقیاس بزرگ پایک خواهد داشت. این نمایشگاه تا 13 مارس 2011 برپا خواهد بود.


NAM JUNE PAIK DEATH MASK
Sculpted by Yongjin Hah


ضــمیمه  namadineh |wikipedia
 

«از نظرآیرا کنیز برگ، ویدئو، ریشهٔ لاتینی دارد و به معنی دیدن است. اما تعریف این واژه در روزگار ما طیفی از سیستم‌ها و دستگاه‌های الکترونیکی، فرمت‌های متفاوت ضبط و پخش تصویر و صدا، نوعی رسانه و شکلی از هنر را شامل می‌شود. در حقیقت، ویدئو رسانه‌ای است که ریشه در بسیاری ازابداعات تکنولوژیک دارد که البته سیل عظیم رویدادهای فرهنگی، سیاسی و هنری قرن بیستم را دربرمی‌گیرد.

از نظر فنی خاستگاه ویدئو را باید در تکمیل سیستم‌های صوتی، تصویری جستجو کرد که مبنای دیجیتال (۰ و ۱)دارند. فیلم رسانه‌ای آنالوگ است که فریم به فریم دنیای سه‌بعدی رو‌به‌روی لنز دوربین را به سطحی دوبعدی تبدیل می‌کند. این تبدیل با بازی نور بر سطح امولوسیون ایجاد می‌شود اما در مورد ویدئو، کامپیوتر و تلویزیون مسئله فرق می‌کند: صفرها و یک‌ها هستند که واقعیت را می‌سازند اگر که بتوان به آن نام واقعیت داد.»[۱]

ویدئو آرت

«ویدئو آرت شامل داده های صوتی وتصویری است که ذخیره سازی و پخش projection و باز خورد اطلاعات در آن بسیار گوناگون است این داده‌ها در بسیاری از موارد در زمان متوقف شده، تسریع شده یا به عقب برگردانده شده زمان واقعی real time یا زمانی مجهول ـ معنا می‌یابند. مکان و محیط ارائه ‌اثر و نیز گاه عمل تماشاگر- در حقیقت شرکت‌کننده‌ـ‌و بازخورد داده‌های حاصل ازاین تقابل نیز وجوه دیگر آثار ویدیویی هستند.

ویدئو آرت قواعد سینما حتی سینمای تجربی را نیز به رسمیت نمی‌شناسد. چرا که ممکن است آشکارا فاقد روایت دیالوگ و طرح باشد. در دایرۀ تنگ برنامه سازی های تلویزیونی هم نمی‌گنجد. هر چند از رسانهٔ تلویزیون امکانات ایستگاه‌های تلویزیونی و حتی جعبهٔ تلویزیون به مثابه یک حجم استفاده می‌کند. ویدئو آرت همانگونه که در مرز میان تجدید، مفهوم، زمان و اجرا زندگی میکند، هنرهایعکاسی دیجیتال، سینمایی، اجرایی و خلاصه تمامی رسانه های نوین را به خدمت می گیرد. واین همه یک دستاورد بزرگ دارد :‌آزادی بی حد وحصر هنرمند، ویدئو گاه به تعاریف و باز تعاریف سیاست ، جنسیت ، هویت های فردی و فرهنگی از طریق روایت های خطی و غیرخطی نوین می پردازد و گاه یکسره به مثابه شعری چند وجهی عمل می کند. گاه به بدن هنرمندو اجرای اومی پردازد و گاه به تماشاگر، حضور او واکنشهای فیزیکی او.‌»[۲] 

ویدئو آرت :‌تاریخچه آن درجهان «در روز چهاردهم اکتبر سال ۱۹۶۶ - این همان زمانی است که رابرت راشنبرگ با همکاری یک مهندس الکترونیک بنام بیلی کلوور مجموعه (نه بعد از ظهر : تئاتر و مهندسی ) را در زراد خانه نهم در نیویورک به اجرا در آورد ـ طلیعه ظهور رسانه جدید رقم زده شده است. Experiments in art and technology این برنامه نیز به نوبه خود درسال بعدبه تاسیس سازمانی تحت عنوان (تجربه ها در هنر و فن آوری ) منتهی گردید که راشنبرگ و همکار مهندسش راهبری آن را بر عهده داشتند.»[۳] «تا پیش ازدهه ۶۰ حتی تا اواسط این دهه دوربین های گران قیمت تصویربرداری تنها در اختیار ایستگاه های تلوزیونی قرار داشت اما در ۱۹۶۵، شرکت sony وسیله ای قابل حمل ساخت که به جای نوارهای ۲اینچی که درسیستم تلویزیونی استفاده می شد، نوارهای ۱/۲ اینچی استفاده می کرد. قیمت این وسیله با ابداع شیوه هایی برای تولید ارزان تر به سرعت پایین آمد و در دسترس همگان قرار گرفت. به این ترتیب ویدیو امکان تولید تصاویر متحرک را همچون تحفه ای برای طبقهٔ متوسط به ارمغان آورد. «نام جون پایک نیز از ۱۹۵۹ تلویزیون را به یکی از عناصر اصلی آثارش تبدیل کرد، او و یکی از دوستان مهندسش ماه ها وقت صرف کردند تا نخستین نمایشگاه هنر تلویزیون را در گالری پارناس در وپرتال آلمان در ۱۹۶۳ ترتیب دهند. نمایشگاه از ۱۳ دستگاه تلویزیون تشکیل شده بود که تصویر عمداً‌از شکل افتاده ای را پخش می کردند. شیوهٔ کار در حقیقت دستکاری تصاویر تلوزیون از طریق تغییر مدارهای الکتریکی دستگاه ها بود و اولین دستکاری manipulation در آثار ویدئویی محسوب می شد . در امریکا دلبستگی به نوار ویدئو و تکنولوژی وابسته به آن به گسترش تجربه گری با ابزارهای تکنولوژیک بسیار کمک کرد. غیر از سینتی سایزری synthesizer که او و همکارش ساختند، همزمان توسعهٔ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری کامپیوتر و تکنولوژی های وابسته به آن ویدئو آرت را به حیطهٔ هنرهای دیجیتال وارد کرد. پیش از دوران کامپیوتر نیز آثار هنری با استفاده از موج نگار oscilloscope الکترونیک به وجود آمده بود و اکنون درک کامپیوتر به عنوان ابزاری تازه در هنر چندان عجیب نمی نمود. جان ویتنی که یکی از شناخته ترین تجربه گرایان دههٔ نخستین پیدایش ویدئوست، درزمینهٔ تولید انیمیشن هایی با نقوش تجریری با استفاده از رسانهٔ دیجیتال و آنالوگ تلاش بسیار کرد. اد امشویلر هنرمند دیگری بود که امکانات دستگاه scanimate را به خدمت گرفت و ویدئوهایی خلق کرد که هم زمان واقعه ای real time را حفظ کرده بودند و هم آثار انیمیشن محسوب می شوند. » [۴] «یکی دیگر از اولین هنرمندانی که وارد عرصه ویدئو شد شیکگو کوبوتا shiqeko Kubota همسر پایک است . کوبوتا ( متولد ۱۹۷۳ ) علایق شدیدش به فضا و محیط رادر ویدئو در هم آمیخت. او در اوایل ۱۹۶۸ از بازی معروف شطرنج مارسل دوشان و جان کیج عکاسی کرد . تصاویر را به نوار ویدئو منتقل نموده و با شیوه های دستکاری الکترونیکی آن ها را تغییر داد و نوار ویدئویی duchampiana : chess (۱۹۶۸- ۷۵ ) را ساخت از آن پس آثار رندانه ای دوشان، الهام بخش چندین کارکوبوتا شد. اما پدیدهٔ مهم ویدئو آرت انگلستان دیوید هال david Hall متولد ۱۹۳۷ بود که کارهای اولیه اش از دهه ۱۹۷۰ هم چون آثار پایک کیفیات تندیس وار دستگاه تلویزیون را باز می تاباند. کیفیاتی که در یکی از آثارش به نام ( ۷ قطعه تلویزیونی-۱۹۷۱ ) آشکار است. اگرچه مشخصات فورمالیستی در آثارش همواره به چشم آمده است ، اما نمی توان او را تنها یک فورمالیست دانست . او به شکلی ویژه درگیر ویدئو اینستالیشن هایی بود که بیننده را به مثابهٔ همکار و شرکت کننده در اثر معرفی می کند و نه یک تماشاچی صرف.» [۵]

«هنر اجرا و ویدئو در آغاز دههُ هشتاد به منزلهٔ منادیان دورانی تازه ستوده شدند، دورانی که در آن این اشکال نقش اجتماعی و زیبا شناسی مهمی ایفا کرده اند دست اندرکاران باور داشتند که هنرهای بصری با استفاده از رسانه های تجربی وابستگی دیرینهٔ خود به مادیت اشیا را تکان خواهد داد و مستقیم تر از پیش با تماشاگران پیوند خواهد خورد.» [۶] «اما یکی از امکاناتی که ویدئو آرت همراه با پیشرفت های تکنیکی دردهه ۱۹۷۰ به آن دست یافت تکنیک های مراقبت surverillance techniques و استفاده از تماشاگر به مثابه بخشی از اثر هنری است دراین گونه آثار دوربین به سمت تماشاگران برگردانده می شود خواه تماشاگر آگاه بدان باشد یا نه . منتقدان شوهای اخیر (تلویزیون ـ‌واقعیت) بر فرو پاشی مرزهای میان حیطهٔ عمومی و خصوصی دراین گونه برنامه ها تاسف می خورند . ویتو اکونچیvito Acconi (متولد ۱۹۲۰) بر همان سوال یک فیلم ویدیویی تحت عنوان(۱۹۷۳ )theme song بر مبنای نمایش دوربین مخفی تهیه کرد او در این فیلم بروی زمین دراز کشیده و در نمایی بسیار نزدیک از بیننده های ناشناس درخواست می کند که در صفحه تصویر به او ملحق شوند، سپس پیوسته تکرار می کند؛( من شما را به درون خود فرا می خوانم) مسئله مهم برای او این بود که بیهودگی امکان پخش و ارایه معاشقه ای واقعی را در تلویزیون به رخ بکشد و حقیقت را در تلویزیون دست نیافتنی معرفی کند همان طور که حیطهٔ خصوصی را در تلویزیون بی معنا می دانست . یکی دیگر از هنرمندان مطرح که در دهه ۱۹۷۰ فعالیتی جدی و تاثیر گذار داشته است گری هیل Gary Hill(متولد ۱۹۵۱ ) است او بیش از دیگران درگیر روایت و محدودیت های زبان در روایت است هیل از ۱۹۷۳ سعی در تشریح رابطه بغرنج میان کلمات و تصاویر داشته است . نخستین اثر او در ۱۹۳۷ به نام hols in the wall ساخته شد. او علاقه خود به مجسمه سازی را با رسانه الکترونیکی پیوند زد.» [۷] «بیل ویولا Bill viola ( متولد ۱۹۵۱ ) یکی از مهم ترین هنرمندان عرصه ویدیو است . او متولد آمریکا است وهنگامی که در دانشگاه cyracuse در نیویورک تحصیل می کرد به رسانهٔ جدید علاقه مند شد. اولین اثرش wild Houses در ۱۹۷۲ ساخته شده و از ۱۹۸۰ با نقاش و استاد ذن Dien Tanaka کارکرده است. کشف هویت و روایتی فردی از طریق نشانه ها و تصاویری عمیقا شاعرانه محصول چند دهه کار مداوم او هستند . »[۸] «اما ازمیان هنرمندان بزرگ ویدیو اینستالیشن آمریکایی دردههٔ ۸۰ به بلوغ رسیده اند تونی اورسلر همواره چهره ای یگانه بوده است درحالی که ویولا به نوشته های کهن و راز آمیز شرقی علاقمند است و هیل به کارکردهای زبانی اورسلر مصالح کارش را در فرهنگ عامهٔ پیرامون خویش خصوصا تلویزیون می یابد وسایل صحنه، عروسک های ثابت اورسلر مصالح کارش را درفرهنگ عامهٔ پیرامون خویش خصوصا تلویزیون می یابد وسایل صحنه عروسک های ثابت، خراش های صوتی ناشی از صداهای برهم گذاری شده و تصاویر چهرهٔ بازیگردانی که تاکنون برهمه اشیایی پخش شده اند، دنیای تئاتری او را تشکیل می دهند . شوخ طبعی یکی از خصوصیات اوست که او را از ویولا و هیل متمایز می کند .»[۹] « با آغاز دههٔ ۹۰ عصر طلایی ویدیو نیز آغاز شد در این دهه هنرمندان بسیاری مشغول تولید آثار اینستالیشن متعامل محیطی و اجرایی با استفاده از تکنولوژی ویدئو بودند . گسترش شبکه جهانی اینترنت و افزایش توانایی کامپیوترهای خانگی در تولید آثار چند رسانه ای نیز ویدئو را به هنر دیجیتال هزارهٔ جدید پیوند زد . »[۱۰] « یک گروه تخصصی ویدئو که در دهه ۹۰ فعالیت چشم گیری داشت و از نمونه های ارزشمند هنر ایتالیا به شمار می رود گروهی است به نام کارگاه آبی studio Azzurro متشکل از بازیگران و عوامل فنی . کارگاه آبی ( محیطی حساس) را می آفریند . یکی از ساخته های آنان ، به نام کورس chorus (۱۹۹۶) تماشاگر به یک فضای تاریک وارد شده و در آنجا از او دعوت می شود تا بروی یک فرش بزرگ قدم بزند . روی این فرش تصاویری از پیکره ها نیمه برهنه تعدادی زن و مرد به گونه ای نمایش داده می شوند که گویی آنها در لابه لای نمد گرفتار آمده اند هم چنانکه تماشاگر در داخل گالری و در واقع برروی تصاویر مردان و زنان قدم می زند تصاویر به خشم آمده و فریاد می زنند گام های بازدید کنندگان با عکس العمل اشخاص به تصویر در آمده ،مواجه شده و در نتیجه صدای نجوای آنان بلند ، پیکرشان به حرکت در آمده و سرود رنج خود را سر می دهند.»[۱۱]

هنر ویدئویی معاصر ایران

«در سال‌های ۱۹۶۰ (اوایل سال‌های ۱۳۴۰ خورشیدی) که ویدئو در حکم هنر در مجامع هنری به دنبال جایی برای خود بود، سینما و تصاویر متحرک بیش از نیم قرن بود که در اذهان مردم جایگاهی محکم و آشنا داشت. ورود نخستین دوربین فیلمبرداری به ایران به سال.۱۲۸، تقریبا همزمان با اروپا و آمریکا و ساخت نخستین فیلم های سینمایی در ایران به سال ۱۳۰۹ روی داد. تلویزیون نیز با کمی اختلاف زمانی با غرب، بین سال های.۱۳۳تا ۱۳۴۰ در ایران جای خود را در خانه های مردم یافت. اما ویدئو در اواخر دهه ۱۳۵۰ به خانه های ایرانی راه پیدا کرد، و محدودیت هایی در حمل و نگهداری ویدیو و ویدیو کاست در دوره ای پس از انقلاب و سال های جنگ با عراق می توانند عاملی در تاخیر رواج این رشته هنری در ایران به حساب آید. در سال های بعد، با بازتر شدن نسبی فضای سیاسی، کاهش فشار های اقتصادی و آسان تر شدن ورود کتاب و مجله هنری به ایران در کسب و افزایش اطلاعات در زمینه های مختلف هنری به همراه داشت . بدون شک، ارتباط از طریق شبکه های جهانی ، اینترنت و ماهواره و استفاده روزمره آن ها در همه زمینه ها از جمله هنری تاثیرات خود را به جا گذاشت.

از آنجا که ویدیو بیش از هر رسانه هنری دیگری وابسته به وضعیت رایج پیشرفت تکنولوژی و یا استفاده از آن است، نسل جدید هنرمندان ایرانی پس از آشنایی و کسب تجربه استفاده از این رسانه را آغاز کرد. چنانچه نخستین جوایز بین المللی هنر ویدیویی ایران در سال های دهه ۱۳۸۰دریافت شود.

ویدیو آرت در ایران هنری نوپا است و بسیاری از هنرمندان ایرانی که در این شاخه فعالند، فعالیت هنری خود را با رسانه های دیگر آغاز کرده اند و پس از دوره نقاشی، عکاسی، یا فیلم سازی حرفه ای به این رسانه روی آورده اند، گرچه امروز بسیاری از هنرمندان جوان از همان دوران دانشجویی این رسانه را بر می گزینند. امکانات بیانی نا محدود، قدرت تاثیر شگرف بر مخاطب و مناسب بودن هزینه های تولید، از عوامل رواج این رسانه در تولید هنری است. حاصل کار نیز می تواند تقریبا در هر جایی به نمایش در آید، از گالری های خصوصی گرفته تا کارگاه ها یا خانه های هنرمندان.

بنابراین رواج این رسانه در بین هنرمندان ایرانی و تکنیک های استفاده از آن کما بیش با جهان همساز است ، اما محتوی طرح شده می تواند از بسیاری جهات ممتاز باشد. گر چه کشوری را نمی توان یافت که موقعیت منحصر به فردی نداشته باشد، اما تلاش جامعه ایرانی امروز برای گذار از سنت به مدرنیته همراه با حفظ باور های قدیمی و ارزش های سنتی به هنر معاصر این کشور خصلتی متمایز می بخشد.» [۱۲]

منابع

  1. بخشی، ص ۸
  2. بخشی ص ۹
  3. بخشی،ص۸
  4. بخشی، ص۱۰
  5. هواردجی،ص۳۲۷
  6. بخشی، ص۱۸
  7. اسمیت، ص۴۹
  8. بخشی، ص۱۸
  9. بخشی، ص۱۴
  10. بخشی، ص۸
  11. لوسی اسمیت، ص۶۰
  12. دارابی، ص ۳
  • بخشی، علی،۱۳۸۴، «پرسش‌های کهنه از رسانهٔ نو»، تندیس، شمارهٔ ۶۶
  • بخشی، علی،۱۳۸۴، «ویدئوآرت آرت: دهه ۱۹۶۰»، تندیس شمارهٔ ۶۸
  • بخشی، علی،۱۳۸۴، «ویدئوآرت : دهه ۱۹۷۰»، تندیس شمارهٔ ۶۹
  • بخشی، علی،۱۳۸۴، «ویدئوآرت : دهه ۱۹۸۰»، تندیس شمارهٔ ۷۰
  • بخشی، علی،۱۳۸۵، «ویدئوآرت : دهه ۹۰ هزارهٔ نو»، تندیس شمارهٔ ۷۱
  • دارابی، هلیا،۱۳۸۶، سوزان حبیب، «پیام‌های بی‌صدا»، تهران
  • لوسی اسمیت، ادوارد،۱۳۸۶، « جهانی شدن و هنرجدید»، علیرضا سمیع آذر، تهران، موسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر، چاپ سوم
  • اسماگولا، هواردجی، ۱۳۸۱، «گرایش های معاصر درهنرهای بصری»،فرهاد غبرایی،تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی، چاپ اول


منتشر شده توسط نـمادینه در تاریخ ۱۳۸۹ شنبه ۱۶ مرداد

نسخه چاپی نسخه چاپی       ارسال به دوست ارسال به دوست

کدخبر:907منبع: نـمادینهتاریخ انتشار:۱۳۸۹ شانزدهم مردادلینک خبر: http://www.namadineh.com/Pages/News-907.htmlتعداد نمایش: 8582کلیدها , نام , جون , پایک , ویدئوآرتیست

نظرات

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است


نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: