اگرچه تصویر بیواسطهتر از زبان گفتاری است، اما زبان تصویر از نشانههایی استفاده میكند كه بعضا قطع كننده ارتباط است. سعید باباوند، مدیر هنری و گرافیست دراین نشست گفت: اینجاست كه لزوم ترجمه مجموعه نشانههای یك تصویر خود را نشان میدهد. تصویرگر وقتی اثر ترجمهای را تصویر میكند متوجه است كه این اثر غربی است،
اما كهن الگوها و بافتههای مشتركی كه با مخاطب دارد
او را وادار میكند كه در تصویرگری از نشانههای بومی خود بهره گیرد .این گرافیست گفت: تصویرگر برای
تصویرگری آثار ترجمهای باید با ابزار نشانههای تصویری مردم خود عجین
باشد و بتواند مفاهیم بلند ادیبان را بازسازی كند.
در این نشست كه در زمره
نشستهای تخصصی سرای اهل قلم كودك و نوجوان بود، علی كاشفی خوانساری نیز
گفت: آنچه اتفاق افتاده است این است كه مجموعهای به نام «قصر پرهیاهو»
نوشته نورمن هانتر كه پیشتر توسط مهرداد تهرانیان راد ترجمه شده بود، توسط
جمعی از تصویرگران تصویرسازی شده است. من فكر میكنم این تصاویر رنگ و بوی
بومیتری دارد و همین موضوع پذیرش و ارتباط مخاطب را با اثر تقویت میكند.
وی گفت: اگرچه تصاویر زبان
جهانی است، اما جنبههای بومی دارد كه ممكن است با تغییر زمان و مكان قابل
فهم نباشد. بسیاری از آثار ارزشمند ممكن است به دلیل كهنه شدن تصاویرشان
كمتر مورد توجه مخاطب باشد؛ كما اینكه ممكن است فلان متن امروزی مخاطب خود
را از دست داده باشد، ولی همچنان تصاویر دلنشین را دارد. من فكر میكنم
بازسازی تصویر از متن میتواند به جلب مخاطب و فهم او كمك كند.
وی تصریح كرد: این اتفاق هنوز
نیفتاده است؛ شاید یكی از دلایل آن این باشد كه ناشران ما به دلیل مسائل
اقتصادی ترجیح میدهند از تصاویر آثار ترجمهای كه هزینهای برای آنان در
پی ندارد با وجودی كه ممكن است بسیاری از جنبههای آن با فرهنگ بومی و ملی
ما تناسبی نداشته باشد، استفاده كنند. شاید بهتر این باشد كه ما در این
زمینه تجدیدنظر كنیم.
وی افزود: البته برعكس این
مساله هم وجود دارد؛ یعنی ناشرانی هستند كه بر اساس تصاویر زیبا متون تازه
را سفارش میدهند، اما اینكه بر اساس یك متن خوب تصویر جدیدی سفارش داده
شود تاكنون اتفاق نیفتاده است. شاید یكی از دلایل آن مسائل اقتصادی است.
باید از تصویرگران حمایت كرد و این كار میتواند یكی از جنبههای حمایتی
از آنان به شمار آید.
در ادامه ندا عظیمی، تصویرگر
كتاب كودكان و نوجوانان گفت: بومی كردن در شناخت سمبلها و نشانهها یكی
از مهمترین مسائلی است كه باید در آن دقت نظر داشت. نمیتوان «گربه چكمه
پوش» را به صرف ترسیم یك فرش ایرانی رنگ و بوی ایرانی بخشید. من فكر
میكنم یكی از مشكلات اساسی ما این است كه اغلب تصویرگران ما به
جشنوارههای بینالمللی نظر دارند، ما در حوزه تصویرگری جشنواره داخلی
نداریم؛ بنابراین به صورت ناخودآگاه نیروهای خود را به سمت سمبلگرایی پیش
میرانیم و فكر میكنیم منظور از فضاسازی ایرانی همین است.
این تصویرگر تاكید كرد: ما
داستانهایی را میتوانیم به صورت بومی تصویرسازی كنیم كه بیزمان و
بیمكان باشد؛ در اینجا تصویرگر میتواند بر اساس خیال خود تصویر كند، اما
در داستانهایی مثل سیندرلا این امكان وجود ندارد.