[استفاده از مطالب با ذکر منبع «نمادینه + لینک» و «نام نویسنده» بلامانع است]
نویسنده : شاکه ساروخانیان

فرانز کلاین در 23 می 1910 در ویلکس بیرز،
پنسیلوانیا(Pennsylvania-(Walkes-Baresٌبدنیا آمد.
به دلیل خودکشی پدرش که
که آرایشگر بود مادر وی او را به" کالج جیرارد "که مخصوص کودکان تک والد
یا بی بضاعت بود سپرد او یازده سال از عمرش را در آنجا سپری کرد .
کلاین در
خاطراتش آنجا را یتیم خانه می نامد . با توجه به خاطرات و اشاره های وی از
این دوران تجربه های غمناک و آسیب زایی در این زمان داشته است .
بعد از
گذشت یازده سال مادر کلاین او را از کالج جرارد بیرون آورد و او در
دبیرستان لیهایتن(lehighton) مشغول تحصیل شد.کلاین به ورزش علاقه داشت ،
در سال 1929 او کاپیتان تیم فوتبال ورسیتی بود .
زمانی که در دبیرستان
تحصیل می کرد بدلیل آسیب دیدگی در فوتبال مجبور شد مدتی بیحرکت بماند و در
این دوران بود که او متوجه علاقه ی خود به طراحی شد و تصمیم گرفت در آینده
کارتونیست یا تصویرگر شود.
در سال 1931کلاین برای کسب تحصیلات هنری به دانشگاه بستن( Boston )رفت.
درسال
1935 برای ادامه ی تحصیلات هنری خود به انگلیس رفت و در مدرسه ی هنرهای
زیبای هیترلی لندن ثبت نام کرد .
هیترلی کالجی با آموزشهای محافظه کارانه و
قدیمی بود که با سلیقه ی هنری کلاین که در آنزمان به آثار تصویرگرا ن
ویکتوریایی علاقه مند بود همسو بود .او در لندن طراحی های بیشماری کرد و
در آنجا با "الیزابت وینسنت پارسن" زن آینده اش که رقصنده ی باله بود آشنا
شد در سال 1938 اوبا الیزابت پارسن به آمریکا بازگشت که بعد از مدت کوتاهی
با او ازدواج کرد. بعد از اقامت کوتاه در شهر بوفالو که مدتی در آنجا به
عنوان طراح فروشگاه لباس زنانه کار کرد آنان به نیویورک بازگشتند و او تا
آخر عمر خود در آنجا ماند .
تجربه های کلاین در کشیدن نقاشیهای واقع
گرایانه چندان برای او موفقیت آمیز نبود و او کم کم در یافت که گرایشات
هنری او متمایل به سبک آبستره-اکسپرسیونیست است.
او کارش را در نیویورک در
زیر پلکانی شروع کرد و آثارش را در نمایشگاه میدان واشینگتون به نمایش
گذاشت. در طی این دوران او نقاشیهای باارزشی از صحنه های زندگی شهری بخصوص
نیویورک می کشید که که سبک آن متمایل به اکسپرسیونیست بود .
او در کافه ها
نقاشی دیواری می کشید و مدتی با "کلئون ترکمورتن" که طراح مشهوری بود کار
کرد .در سالهای 1943 و 1944 درنمایشگاه سالیانه" آکادمی ملی طراحی محافظه
کاران" حضوری موفقییت آمیز داشت و جایزه مهمی را دریافت کرد.در همین سال
بود که او "ویلیام د کونینگ"را که دیدگاههای این نقاش تاثیر بسیاری در شکل
گیری سبک خاص هنری او داشت ملاقات نمود.
شکل گیری ماندگارترین شیوه
ی نقاشی کلاین برخاسته از بیشنهاد دوستش "ویلیام د کونینگ"بود .در سال
1948 د کونینگ به کلاین که نا امید از یافتن شیوه ای هنری جدیدی بود
پیشنهاد می کند که اسکیزی از کارهایش را بیاورد و با اپک آنرا برروی صفحه
استودیوی خود ظاهر کند، کلاین این تجربه اش را چنین توصیف کرده است :
"طراحی چهار –پنج اینچی صندلی متحرک..که با ضربات غول آسای سیاه ظاهر شده
بودند .این ضربات مانند موجودیتی مستقل چنان بسط یافته بودند که به هیچ
موجودیتی بجز خود وابسته نبودند."

در همین موقعییت بود که او
دریافت که طراحی صندلی به چیزی کاملا انتزاعی تبدیل شد.تاثیر این تجربه به
دلیل گرایشات قبلی او به هنرانتزاعی عمیقتر بود .انتقال سبکی اواز
فیگوراتیو به انتزاعی مسیری کنجکاوانه داشت. او تجربیات خود را با کار بر
روی یک سری نقاشیهای سر" نیجینسکی "و بر اساس عکسی از اوآغاز کرد.کلاین
اغلب هوییت خود را در غالب شکل دلقک تصویر می کرد .در سال 1938 او در نامه
ای برای زنش می نویسد:
"همیشه پنداشته ام که من مانند یک دلقکم و زندگی می
تواند با تراژدی همراه شود تراژدی یک دلقک." کلاین تمامی آثار خود را که تحت تاثیر شیوه ای جدیدش بود در سال 1950 در گالری چارلز اگان به نما یش گذاشت.

کلاین
اغلب هر اثر نقاشی را یک "موقعییت خاص" می دانست و اولین ضربه های قلم مو
را "شروع آن موقعییت".هنگام نقاشی کردن او به هیچ چیزدیگر نمی اندیشید و
بنا به گفته ی او کاملا و با تمام وجود به به آن موقعییت حمله می کرد.

کلاین عقیده داشت:"معیار نهایی نقاشی آنها،من و دیگران اینست که : آیا احساسات نقاش منعکس شده است؟
کلاین همانند "جکسون پولوک" و دیگر نقاشان سبک آیستره –اکسپرسیونیست بدلیل
شیوه ی خود انگیخته و تاثیرگذاری که بجای تمرکز بر نقاشی فیگوراتیو به
ضربات قلم مو بر روی بوم تاکید داشتند جزء نقاشا ن " نقاشی اکشن" یا
"نقاشی حرکتی"(action painting) بشمار می رود.

در اکثر کارهای به ثمر
رسیده ی کلاین اصل مهم خودانگیختگی در کار تجربه شد ه است او اسکیز های
خود را درلابلای صفحات دفترجه ی تلفن خود تمرین می کرد تا زمینه ی کارهای
اصلی او فراهم شود.
بهترین آثار کلاین کارهای سیاه و سفید او هستند که
در ابعاد بزرگ کار شده اند .او رنگ را در بین سالهای 1955-59 در کارهایش
وارد نمود .کارهای او بطور فریبکارانه ای لطیف و نرم بنظر می رسند در حالی
که تاثیری پویا،خودانگیز و تهییج کننده بر بیننده می گذارند.کلاین بسیاری
از آثار پیچیده خود را بعد از تحقیق و مطالعه کشیده است.بنظر می رسد او
بعضی از کارهای سیاه و سفید خود را با تاثیر ار هنر خطاطی ژاپن کشیده که
البته او همیشه این امر را تکذیب کرده است .پلها،تونلها،خطوط راه
آهن،ساختمانها ،موتورها و دیگر نمادهای صنعتی و معماری اشکالی هستند که در
نقاشیهای کلاین خود را متجلی می کنند .

او در تعدادی از نمایشگاههای
مهم در ده ی 1950 شرکت داشته است. از جمله نمایشگاههای مختلف سالیانه ی
ویتنی از سال 1952،نمایشگاه" دوازده نقاش و مجسمه ساز "در موزه ی هنر مدرن
در سال 1955،بیینال سائوپولو در سال 1957، نمایشگاه آثار منتخب نقاشیهای
مدرن آمریکا که در سالهای 9 -1958 در کشورهای اروپایی دایر گردید.همچنین
موزه ی "هنر مدرن" صاحب نقاشی Chief" "اوشد که یکی از بهترین آثارش محسوب
می شود.در سال 1952 موزه ی ویتنی اثر" Mahoning "ا ورا خریدو قیمت آثار او
سریعا بالا رفت وهنگامی که ا و برای ارایه کارهایش به گالری" سیدنی جنیس"
آمد برای نخستین بارمردی ثروتمند بود.

فرانز کلاین نتوانست از موفقیت
خود درمدت زمانی طولانی تر بهره ببرد .درسال 1961 مریض شد و برای انجام
معاینات پزشکی به بیمارستان رفت بیماری او رماتیسم قلبی تشخیص داده شد و
در سال 1962 در اثر همین بیماری در گذشت.
کلاین نقاشی بود که کارش را
با موفقیت اندکی شروع کرد ،زندگی او توام با فراز و نشیبهایی بود سرانجام
در طی زندگی کوتاه مدت خود پی برد که که تنها با صادقانه ترین بیان می
توان آثاری جاودانه خلق کرد و بدین ترتیب نام خود را در شمارمهمترین
نقاشان سبک "آبستره-اکسپرسیونیسم " ثبت نمود.
منابع:
http://www.artchive.com/artchive/K/kline.html
http://en.wikipedia.org/wiki/Franz_Kline
http://thinkexist.com/quotes/franz_kline/