۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۹ بهمن
rss

نویسنده : شاکه ساروخانیان
ال گرکو نابغه ای جسوردر دنیای هنر


نمادینه - ال گرکو نقاش ،مجسمه ساز و معمار دوران رنسانس اسپانیا در هفتم آوریل سال 1541 در شهر کرت زاده شد .کرت در آنزمان بخشی از جمهوری ونیزبود که مرکز هنر بعد از بیزانس محسوب می شد .


[استفاده از مطالب با ذکر منبع «نمادینه + لینک»  و «نام نویسنده» بلامانع است]
نویسنده : شاکه ساروخانیان 


نام ال گرکو به معنای یونانی(The Greek) است. تژاد اویونانی بود وامضائ نقاشیهایش گویای همین است چرا که او با حروف یونانی نام کامل خود راΔομήνικος Θεοτοκόπουλος (دومنیکوس تئوتوکپلس) در نقاشیهایش نوشته است.
ال گرکو  احتمالا در  روستای فدل یا کاندیا (هراکلیون امروزی) در  شهر کرت  و از خانواده ای مرفه  بدنیا آمد.پدرش جرجیوس تئوتوکپولس تاجر بود اما در مورد مادر یونانی الاصلش   اولین زن جرجیوس   اطلاعاتی موجود نیست برادر بزرگ او(1603-1604)  تاجر بسیار  ثروتمندی بود که آخرین سالهای عمرش را در خانه ی ال گرکو در تلدوی
Toledo) )اسپانیا سپری کرد  . ال گرکو اموزش مقدماتی نقاشی خود را طبق رسوم هنر شمایلی(iconic)  مدرسه ی شهر  کرت که در آنزمان مرکز هنر بعد از بیزانسی بود آموخت. بغیر از فراگیری نقاشی احتمال می رود او ادبیات کلاسیک یونان باستان و لاتین را نیز فرا گرفته است چراکه غریب به 130 کتاب مطالعاتی  باقیمانده  از او از جمله ی کتاب مقدس یونانی وتفسیر نوشته های وازاری گواه این امر هستند.روستای کاندیا در آن دوران  مرکزی بود برای همزیستی  مصالحت آمیز  فعالیتهای هنری شرق و غرب  که حدود 200 نقاش در طی قرن 16-م در آنجا فعالیت می کردند وبر اساس روش ایتالیاییها اتحادیه ای برای خود تشکیل داده بودند.در سال 1563 و در سن 22 سالگی بر طبق نوشته ی باقی مانده نام او بعنوان استاد مطرح شده است و او یکی از اساتید اتحادیه هنرمندان بوده  وکارگاه شخصی برای خود داشته است. بر اساس شواهد موجود در سال 1566  امضای او بصورت :"استاد منه گوس تئوتوکوپولس  نقاش  " بوده است.

 ال گرکو در سال 1567 به ونیز رفت اطلاعاتی محدودی از فعالیتهایش در ونیز در دست است بر اساس یک نامه ی نوشته شد ه دوستش" جولیو کلویو" کرتی  که مشورترین مینیاتوریست زمان خود ویکی از  شاگردان  تیسین بود  که در آن زمان دوران هشتاد سالگی خود را می گذراند  او تا سال 1567 در ونیز بوده است شاید  این بدان معناست  که ال گرکو در طی این یکسال در کارگاه تیسین کار کرده است. در نوشته ای   کلویو از او بعنوان نابغه ی نادر در نقاشی یاد می کند .

  در سال 1570 او به ر م رفت و کارگاهی در آنجا دایر نمود و تعدادی از آثارش را خلق کرد که تاثیر کارآموزیهایش را در ونیز نشان می داد. در سال 76- 1575 به ونیز بازگشت بر طبق شواهدی از گفته های کلویو  او مهمان کاخ فارنز بوده در این مکان   که کاردینال" الساندرو فارنز" آن را به مرکز هنری-فرهنگی شهر تبدیل نمود ه بود  با طبقه ی روشن فکر جامعه تماس یافت  از جمله با پژوهشگر معروف رومی آنزمان "فولویو ارسینی "که متعاقبا هفت نقاشی گرکو از جمله "پرتره ی کلویو"و" منظره ی کوه سینای"در کلکسیونهای اوجای گرفت.

 ال گرکو مانند دیگر  نقاشان کرواتی  که به ونیز آمده بودند شیوه ی نقاشی خود را اساسا با  خلق و نمایش غیر معمول و جدیدی از موضوعات مذهبی مرسوم  متحول کرد و  شیوه ی خود را متمایز نمود.نقاشیهای او در این دوران تاثیر گرفته  از شیوه ی رنسانس ونیزی زمان خود  بود با پیکره های دراز شده  که یاداور کارهای تینتورتو است و ساختمانبتدی پررنگ که او را به  آثار تبسین نزدیک می کند .نقاشان ونیزی به او آموختند که کمپوزیسیونهای چند پیکره ای خود را چگونه در فضای نورانی پررنگ نشان دهد. بر طبق گفته های کلویو او ال گرکو را در یک روز تابستانی هنگامی که  هنوز  در رم بود ملاقات کرد .ال گرکو در اتاقی تاریکی نشسته بود چرا که معتقد بود در  فضای تاریک بهتر میتوان تفکر نمود وعلت این امررا روشنایی درونی می دانست.در نتیجه ی تاثیراتش از نقاشان رومی کارهایش با عناصری مانند نقطه های  دید بشدت دور شونده با فرمهای پیچیده  و برگشته ی تکرار شونده  که تمامی اینها از مشخصات هنر منریستی هستند غنی تر گردید.

زمانی که او در رم بود میکلانژ و رافایل در گذشته بودند ولی تاثیر کارهایشان در نسل جوان آنزمان مشهود بود .ال گرکو در صدد بود که تاثیر خاصی را بر اساس عقاید و سبک خود  در آنجا بگذارد. او از کاراواجیو و پارمیجیانینو با تحسین زیادی سخن می گوید  و از اثر" داوری اخروی" میکلانژ یاد می کند .او از  پیشنهاد پاپ برای  خلق کار جدیدی از همان موضوع با دید کاتولیکی بیشتری  استقبال کرد  ال گرکو در مورد میکلانژ زمانی گفته بود  : "او انسان خوبی بود هرچند تقاشی کردن را   بلد نبود" این عقیده ی او باضد و نقیضه گویی هایی همراه است با اینکه اوشدیدترین  عکس العمل منفی   را نسبت به میکلانژ ابراز  داشت ولی از سویی معتقد بود نمی توان از  تاثیر کارهایش غافل بود .تاثیر میکلانژ بر کارهایش در اثر "حکایت گروه مقدس"(Allegory of the holy  league)  مشخص است او با کشیدن پرتره های میکلانژ،تیسین ،کلویو و احتمالا رافایل دریکی از کارهایش با عنوان "تطهیر معبد"  نه تنها قدردانی خود را از آتان نشان می دهد بلکه سعی در زنده نگاه داشتن یاد آنان دارد.

او باورهای  غیر معمولی  در زمینه ی نقاشی داشت مانند رد تکنیک نقاشی میکلانژ که باعث شد مخالفانی در رم پیدا کند بطوریکه پرو لیگوریو معمار و نویسنده ی  رومی او را غریبه ی ابله نامید و درگیریهایش با فارنز باعث شد او را از  دربار اخراج کند.ولی در اواخر همین سال (1572)او کارگاه خود را در رم دایر نمود ودو تن از نقاشان "لاتانزیو بناستری " و "فرانسیسکو پربوست " را بعنوان دستیار خود برگزید.

در سال 1577 ال گرکو ابتدا در مادرید و سپس در تلدو (Toledo)جاییکه شاهکارهایش را خلق کرد  اقامت گزید . در آن دوران تلدو مرکز دینی اسپانیا بود ومحبوبیت زیادی داشت  .شهری بود  با گذشته ای درخشان،موجودیتی شکوهمندو آینده ای نامعلوم. در رم او احترام افراد روشنفکر را کسب کرده بود ولی مورد انتقادهایی هم قرار گرفته بود .در سالهای 1570 کاخ بزرگ پادشاه در دست تعمیر بود و فیلیپ دوم در پیدا کردن هنرمندان خوب  برای خلق  نقاشیهای بزرگ دیواری کاخ در تکاپو بود .تیسین در آنزمان درگذشته بود و تینتورتو ،ورونز و آنتونیس مور از آمدن به اسپانیا اجتناب می کردند.فیلیپ مجبور بود به نقاشان کم استعدادتری مثل "جوا ن فرناندز" قناعت کند و کارش را تصویب کند ولی او درست در سال 1579 در گذشت و زمینه برای حضور ال گرکو آماده شد.دوستی او با" کاستیلا" اولین سفارش بزرگ را درتلدو  فراهم آورد.در سال 1577 پس از عزیمت به تلدو او قرارداد چندین سری نقاشی که می بایست  دیوار  کلیسای "سانتو دومینگوال انتیجیو" (ال اسپولیوی امروزی) را  زینت می بخشیدند را امضا کرد.او تا سپتامبر 1579 تعداد نه نقاشی  برای کلیسا تکمیل کرد از جمله کارهای" تثلیث"،"صعود حضرت مریم به آسمان"و این کارها باعث شهرت او در تلدو شدند .

ال گرکو قصد نداشت بطور دائم در تلدو بماند و هدف نهاییش بدست آوردن محبوبیت از سوی پادشاه فیلیپ بود .او توانست دو سفارش دیگر از دربار دریافت کند"حکایت گروه قدیسین " و "شهادت سنت مورس".ولی فیلیپ کارهایش را نپسندید و بجای نصب کار "سنت موریس" در کلیسای تعیین شده آنرا در اتاق کناری کلیسا  جای داد و دیگر سفارشی به او نداد.دلیل اصلی نارضایتی شاه معلوم نیست بعضی پژوشگرها گما ن می کنند شاه گنجاندن انسانهای دنیوی را در صحنه ی مذهبی مناسب ندیده است و برخی نیز معتقدند که او در  کارش قوانین هنری  اصلاحات کاتولیکی را رعایت نکرده بود .بر اساس شواهد موجود فیلیپ سلیقه ی خاصی در انتخاب کارهای هنری داشت وهمکاری او با نقاشان دیگری چون" بنونوتو سلینی" و "فدریکو زوکاری" نیز موفقیت آمبز نبود. بهرحال نارضایتی فیلیپ باعث شد که  ال گرکو امید خود برای نفوذ در دربار را از دست بدهد.

 ال گرکو مجبور شد در تلدو بماند بر اساس سروده ی شاعر قرن 17-م هرتنسیو فلیکس پاراویچینو :"کرت به او زندگی و شغل نقاش بودن را  بخشید،تلدو وطنی بهتر برای او شد که از طریق مرگ  به زندگی جاودانه دست یابد".

در 1585 او دستیاری برای خود بر گزید (فرانسیسکو پروبسک) و کارگاهی برای خود دایر کرد که توانایی ساخت قابهای محراب و مجسمه ها و همجنین نقاشی را داشت.در12 مارس 1586 او سفارش اثر( The Burial Of The Count Of Orgaz) که بزرگترین شاهکار او محسوب می شود را پذیرفت. این اثر که دو سال تکمیل ان بطول انجامید نقاشی بزرگیست در قطع cm.  480  -360 و موضوع آن افسانه ی معروفی است که ال گرکو ان را به تصوبر کشیده است.دهه ی 1597 -1607 دوران فعالیتهای شدید ال گرکو بود.در این سالها او سفارشات بیشماری دریافت نمود  و کارگاه او تعداد زیادی مجسمه و آثار تصویری برای نهادهای کلیسایی مختلفی خلق نمود.در میان سفارشات اصلی دریافت شده این دورا ن می توان به به سه محراب کلیسای  سن جوزه در تلدو و سه نقاشی ( 1596 -1600) برای دیر اگویستینیان در مادرید، اشاره   کرد.در صورتجلسه ی یک سفارش  که توسط پرسنل شهرداری تدوین شده بود ال گرکو را یکی از بزرگترین انسانهای این سرزمین و جهان دانسته اند .


در سالهای 1607-1608 اوبرای  دریافت دستمزد سفارشهایش  از یک بنیاد خیریه بیمارستان  منازعه طولانیی داشت،

این کارهای او شامل نقاشی ،مجسمه و سفارشات معماری بودند .جنین منازعا تی از جمله مسائلی بودند که او  تا آخر عمرش با آن مواجهه شد.در سال 1608 او آخرین سفارش مهم خود را برای کلیسای "سنت جان باپتیست"  در تلدو دریافت کرد.

ال گرکو تلدو را تبدیل به خانه ی خود کرد .او توانست از عهده ی کرایه خانه ی آپارتمان پیچیده ی   سه واحدی با 24 اتاق  که متعلق به  "مارکویز د ویلنا" بود  بر آید  در همین آپارتمان بود که کارگاهش را دایر کرد و تا آخر عمر  در آنجا نقاشی  و مطالعه کرد.او با شیوه ی مختص به خود زیست گاهی  نوازندگان را دعوت می کرد که هنگام صرف شام برای او بنوازند.تنها پسر او جرگه ما نوئل  که در 1578 بدنیا آمد شغل پدرش را دنبال کرد و نقاش شد و پدرش را در انجا م فعالیتهایش یاری کرد و کمپوزیسونهای او را سالها بعد ازآنکه وارث کارگاه شود  تکرار کرد..در سال 1604 نوه ی او  گابریل  بدنیا آمد که توسط حاکم شهر تلدو که دوست شخصی او بود تعمید داده شد.

ال گرکو در جریان کار بر روی یکی از سفارشات خود برای بیمارستان تاورا مریض شد و بعد از یکماه در 7 آوریل سال 1614  درسن 73 سالگی  در  گذشت.اوتصمیم گیری در مورد رسیدگی  به اموالش را با  وصیت نامه ای  به پسرش سپرده بود.

تقدم تخیل ودرک مستقیم برای خلق شخصیتها و کارهایش  از اصول مهم شیوه ی ال گرکو است او معیارهای اندازه و تناسبات  کلاسیک را رد کرد و باور داشت که زیبایی بالاترین  خواسته در هنر است و یک نقاش تنها زمانی به آن  خواهد رسید که قادر باشد پیچیده ترین  مسائل را به آسانی حل کند.


شیوه و تکنیک کار


ال گرکو رنگ را مهمترین و غیر قابل کنترل ترین عنصر نقاشی می دانست و معتقد بود رنگ تقدم بر  فرم دارد."فراسیسکو پاچ " نقاش و تئوریسین که  درسال 1611 او را ملاقات کرده بود در مورد رنگهای  ال گرکو می گوید:"رنگها ناپخته وادغام نشده با لکه های بزرگ مانند نمایش غرور آمیزی از مهارت وی". و اینکه "او باور داشت به رتوش مجدد تا حجمهای وسیع مانند طبیبعت صاف شوند".

 "ماکس دووراک" تاریخ دان هنری اولین پزوهشگری بود که هنر ال گرکو را به منریسم و هنر غیر طبیعت گرایانه  ربط داد.پزوهشگرهای مدرن نظریه ی هنری  او را طبیعتا منریستیک می دانند و منشا آنرا در "نئوپلاتونیسم رنسانس "می یابند."جناتان براون" می پندارد ال گرکو کوشش می کرد هنری عالمانه خلق کند. و براساس  نظریه ی" نیکلاس پنی ، ال گرکو زمانی که در اسپانیا بود به حدی از استادی رسیده بود که می توانست شیوه ی خود را خلق کند شیوه ای که تمامی تمایلات توصیفگرایانه  هنر را انکار می کرد.

 در کارهای پخته بالغ تر  او تمایل داشت کارش را  نمایشی تر(دراماتیک) نشان دهد و بر همین اساس حس روحی قوی کارهایش  مستقیما از نقاشی به بیننده منتقل می شود.بر اساس  گفته های "فرانسیسکو پچکو" اجرای آشفته ،تند وبی دقت او بدلیل تلاش و جستجوی او برای خلق شیوه ای آزاد بود .

تمایل ال گرکو به نمایش  پیکره های و کمپوزیسیونهای  درازو باریک  شده  که عقاید زیبایی شناسی و بیانگرایانه او  را باز می نمایاند باعث نادیده انگاشتن قواعد طبیعی و حتی اغراق های بیشتر در درازنمایی پیکره ها بخصوص در نقاشیهای محراب بوده است

آناتومی پیکره ها در کارهای پخته تراو  اغراق امیزتر است.

نوآوری دیگر کارهای متاخر ال گرکو در هم آمیختن فرم با فضاست، رابطه ای دو جانبه بین این دو عنصر در نقاشی  که کاملا سطح نقاشی را مسطح می نمایاند.این پدیده سه قرن بعد در کارهای سزان و پیکاسو نمایان می شود.

یکی دیگر از ویژگیهای  کارهای ال گرکو شیوه ی خاص  او در   استفاده از نور می باشد.  چنین بنظر می رسد هر پیکره ای نور خود را حمل می کند و یا نوری را منعکس می کند که منشا آن نامعلوم است محققین هنر بر این باورند این شیوه ی استفاده از نور ریشه در عقاید مسیحی-نئو پلاتونیستی وی دارد.

تحقیقات تاریخ شناسان هنری جدید تاکید بر اهمیت تاثیر جو شهر تلدو و توانایی ال گرکو برای هماهنگی بامحیط خود را  را در به ثمر رسیدن شیوه ای بالغ را بازگو می کند.

 

"ال گرکو در جستجوی نمایش معنای ذاتی موضوع به شیوه ی   دوباره تعریف شده و ساده شده بود.در تلدواین نظریه ی  خود را با رد تاکید شیوه ی مشاهده وانتخاب پدیده های طبیعی در رنسانس واز سویی با پذیرش عنصرذهنی سبک بیزانس و  هنر منریست قرن 16-م نمایاند.درک فضای ذهنی ،نور تابان و غیر واقع گرایانه ،رنگهای ناب ،درخشان وروحانی،فیگورهای دراز شده،پر انرژی و غیر مادی .تمامی اینها توسط او به تصویر کشیده شده و با لطف خداوند روحانیت یافته اند."

ال گرکو همچنین چهره نگار ماهری بوده است .او نه تنها قادر بوده ویژگیهای فرد نشسته را ثبت کند بلکه شخصییت او را نیز به خوبی به تصویر کشیده است.هر چند پرتره های او به نسبت نقاشیهای مذهبییش کمتر هستند ولی کیفیت هنری برابری با دیگر نقاشیهایش  دارند .همچنانکه "هارولد وتی"   می گوید:"به معنای ساده تر می توان گفت اوبا  شخصییت پردازی بیاد ماندنی در  ردیف چهره پردازان مشهوری چون تیسین و  رامبرانت جای گرفته است".


هنر ال گرکو بدلیل نفی اصول هنر باروک مورد تحقیر  نسل بعدی واقع شد.شیوه ی باروک که از اوایل  قرن 17-م پدیدار شد بزودی  جای ویزگیهای هنر منرستیک را گرفت .کارهای ال گرکو توسط نسل بعدی غیر قابل فهم پنداشته شد و طرفداران مهمی نداشت.تنها پسر او و چند نقاش ناشناس سعی در کپی ضعیف کارهایش  کردند.در اواخر قرن 17-م و اوایل قرن 18-م مفسرین  اسپانیایی مهارت او را ستودند ولی شیوه ی غیر واقع گرایانه و پیکره نگاری پیچیده  وی را مورد انتقاد قرار دادند.


   بازبینی جدید آثار ال گرکو و تاثیر آن بر هنر مدرن


با ورود سبک رومانتیک در اواخر قرن 18-م کارهای ال گرکو مورد بازبینی جدیدی قرار گرفت .بنظر  نویسنده فرانسوی" تئوفیل گتیه"  ال گرکو پیشرو جنبش هنر روماتنیک اروپا بود برای تمامی امیال عجیب و شدید ش. او از ال گرکو بعنوان قهرمان هنر رومانتیک یاد می کند و او را با استعداد ،درک نشده وشیفته می نامد.منتقدین هنری" فرانسی زاکاری استروک" و "پل لفرت" بانقدهای خود کمک زیادی در شناساندن این هنرمند به دنیا کردند. در 1890 نقاشان اسپانیایی در  فرانسه  ال گرکو را رهنما و مرشد خود نامیدند.در سال 1908 تاریخدان فرانسوی مانوئیل بارتولومه اولین کاتالوگ جامع از کارهایش را منتشر ساخت و در این کتاب او ال گرکو را بنیان گدار مکتب فرانسه نامیده بود.در همان سال جولیوس گرافه محقق امرسیونیستی برای مطالعه ی کارهای ولا اسکوئز به اسپانیا سفر کرد ولی با دیدن کارهای ال گرکو مجذوب آثار او شد و تجارب خود را در کتاب (Spanish journey)) که در سال 1926 منتشر شد نوشت.

او در کارهای ال گرکو اولین آثارو عناصر  هنر مدرن را یافته بود.

در سال 1995 نشنال گالری آتن برای خرید اثر" سنت پیتر"  ال گرکو درخواست دارایی یبیشتری کرد که با کمکهای مردم عادی توانست با بالا بردن توان مالی خود وجمع آوری  یکملیون و دویست هزار دلار تابلوی سنت پیتر را خریداری کند و این نشان دهنده ی محبوبیت ال گرکو درمیان مردم است.

درک مجدد ارزش کارهای ال گرکو تنها مختص به تاریخ دانان نبوده هنرمندان ونقاشان زیادی در قرن بیستم در کارهای  ال گرکو عناصر و عقاید جدیدی را یافتند که توانستند شیوه ی خود را شکل دهند.بیانگری و رنگهای او نقاشانی چون دلا کروا و مانه را تحت تاثیر خود قرار داد .برای گروه نقاشا ن سواران آبی در مونیخ  - 1912آثار  ال گرکونمونه تفسیر  عرفانیت  درون بود .اولین نقاشی که نشانه های سازماندهی فرمی   خاص ال گرکو را یافت پل سزان  یکی از پیش گامان سبک کوبیسم بود مقایسه تحلیلی فرمهای این دو نقاش وجوه مشترک شیوه ی  این دو نقاش را باز می نمایاند مانند تحریف کردن اندام انسان،پس زمینه های قرمز رنگ نیمه تمام  و شباهتهایی در تصویر کردن فضای کار.بر اساس گفته ی" براون " سزان و ال گرکو برادرهای روحانی هم هستند هرچند در قرون مختلفی زیسته اند.


نقاشان سمبولیست و پابلو پیکاسو در دوران آبی توجه خود را به رنگهای سرد ال گرکو معطوف داشتند و از آناتومی فیگورهای زاهدانه او بهره جستند.زمانی که پیکاسو روی "دوشیزگان آوینیون "خود کار می کرد به استودیو دوستش رفت و به بررسی اثر "Opening of the fifth seal '" ال گرکو  پرداخت که دوستش خریداری کرده بود.وجه اشتراک این دو نقاشی پیکاسو و ال گرکو  در سال 1980 با بررسی شباهتهای  سبکی و ارتباط اشکال در دو کار کشف شد.





بررسی مقدماتی سبک کوبیسم  توسط پیکاسو باورهای دیگر ال گرکو در کارهایش را نمایان ساخت:ساختمانبندی تحلیلی کمپوزیسیونها،شکستن جند وجهی فرم،با هم آمیختن فرم و فضا و اجرای خاص نکات مهم در کار .بسیاری از ویژگیهای  سبک کوبیسم مانند شکستن  فرمهاوبیزمانی در کار  ال گرکو نیز یافت می شود.


Picasso_Painter_El_Greco کار پیکاسو بعد از مطالعه ی کارهای ال گرکو

پیکاسو می گوید ساختمانبندی کارهای ال گرکو کوبیستی است.

نقاشان اکسپرسیونیست تمرکز بر تحریفهای بیانگرایانه ی او داشتند. "مارک"یکی از نقاشان مهم جنبش اکسپرسیونیستی آلمان می گوید :"ما با  با اشتیاق زیادی به او اشاره می کنیم جرا که آثار  این نقاش بسیار نزدیک به تکامل عقاید جدید ما در نقاشیست".

جکسون پولوک یکی  از پیشگامان سبک آبستره-اکسپرسیونیست  نیز تحت تاثیر کارهای ال گرکو قرار گرفته بود و 60  طراحی کمپوزیسیون را بعد ازمطالعه ی کارهایش تکمیل نمود .

نقاشان معاصر هم تحت تاثیر کارهای ال گرکو قرار گرفته اند." کایسا جانسن " از ساختمانبندی کمپوزیسیونهای کارهای"  معصومیت مریم مقدس" ال گرکو بهره برده است.  فیگورهای تحریف شده ی ال گرکو در کارهای "فریتز چستنات" انعکاس یافته است.

شخصییت و کارهای ال گرکو منبع الهامی بوده است  برای شاعرانی چون"راینر ماریا رالک " ،یک  مجموعه ای از کارهای رایلک بر اساس اثر "معصومیت حضرت مریم " سروده شده است.نویسنده ی یونانی "نیکس کازانتزاکیس"که حس  نزدیکی معنوی با ال گرکو داشت زندگی نامه ی شخصی خودرا تحت عنوان "گزارش به گرکو"منتشر کرد ودر آن نوشته ی ستایش آمبزی به او تقدیم کرد.

آهنگساز الکتروتیکی یونانی "ونجلیس" در سال 1998  آلبوم موسیقی  سمفونیکی را  با الهام از آثار  ال گرکو انتشار داد.

زندگی نامه ی این هنرمند اهل کرت موضوع فیلمیست با عنوان "ال گرکو" که فیلم برداری  آن از سال 2006 به کارگردانی "یوانیس سماراگدیس" در جزیره ی کرت   شروع شد و یک سال بعد به اکران سینماها رفت این فیلم محصول کشور انگلیس و اسپانیا است وبازیگر بریتانیایی "نیک اشدن " ( (Nick Ashdon در آن نقش ال گرکو را بازی می کند.

 

 تاکنون نمایشگاههای جامعی از کارهای ال گرکو برای ادای احترام به این هنرمند نابغه و مطالعه ی هر چه بیشترآثارش در چندین موزه ی مطرح دنیا برپاشده از جمله موزه ی متروپلیتن نیویورک در سال 4- 2003 ونشنل گالری لندن در سال 2006 اقدام به نمایش  مجموعه کارهای او برای درک هر چه بیشتر آثار هنرمندی برآمدند که همچنان بررسی کارهایش افقهای جدیدی ازباورها و نبوغ جسورانه ی او را باز می نمایاند.

 

 

منابع:

http://en.wikipedia.org/wiki/El_Greco

http://www.ibiblio.org/wm/paint/auth/greco/

http://www.artinthepicture.com/artists/El_Greco/Biography/

http://www.metmuseum.org/special/El_Greco/domenikos_more.htm



منتشر شده توسط نـمادینه در تاریخ ۱۳۸۹ شنبه ۴ ارديبهشت

نسخه چاپی نسخه چاپی       ارسال به دوست ارسال به دوست

کدخبر:735منبع: نـمادینهتاریخ انتشار:۱۳۸۹ چهارم ارديبهشتلینک خبر: http://www.namadineh.com/Pages/News-735.htmlتعداد نمایش: 15246کلیدها , ال , گرکو , نابغه , ای , جسوردر , دنیای , هنر

نظرات

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است


نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: