۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۹ بهمن
rss


گه گاهی اندیشه ها نیز کال از درخت می افتند . - ویتگنشتاین


هنر و زندگی . یک رمان : یونس فرزانه | خاطرات یونس فرزانه ، عکاس پیشکسوت اردبیل


نویسنده : رحمان مجرد - ساعت 12:57 روز سه شنبه دهم فروردین 1389

... موقعی که داشتیم این مجموعه عکس ( هنر و زندگی . یک رمان : یونس فرزانه ) را به اتفاق آقای شیرژیان نقد و بررسی می کردیم . در انتهای صحبت ها اتفاقی افتاد که بنظرم خیلی جالب آمد : انگار بر سر مزار مرحوم یونس فرزانه ( عکاس دوران قدیم اردبیل ) ایستاده بودیم و حتی برایش فاتحه هم فرستادیم ...

... و این اتفاق ذهنیتی برایم خلق کرد تا اگر قرار بر برگزاری نمایشگاهی داشته باشم و این عکس ها در آن نمایشگاه حضور داشته باشند . آنها را همانطور مثل عکس ذیل با ایجاد یک فضای پلاسما ارائه نمایم و مخاطب را هم با موضوع اثر خود سهیم نمایم .

 

درواقع ریشه این مسئله را باید در زمانی جستجو کرد که وقتی هنرهای تجسمی با پیچیدگی های مفهومی باعث شد که هنرمند خود برای تکمیل آن به میدان هنری قدم گذارد . مخاطب در حضور موثر و با ارتباطی که بین اثر هنری و هنرمند به وجود می آمد به درک بهتر اثر هنری و ایجاد ارتباط با آن پرداخت . از همین جا بود که هنرهای مفهومی با دخالت موثر پا به عرصه درام گذاشت و با نام - پرفورمنس آرت - به راهی برای تولید آثار هنری تبدیل شد .

       ...  یونس فرزانه و پرفورمنس

                                                     ...

                                                                با آنکه آنچه در پرفورمنس رخ می دهد قابل تکرار نیست .

من از آن یاد خواهم کرد . از کسی که تمام سعی خود را برای زنده نگه داشتن اساس و بنیان عکاسی در اردبیل انجام داد . ولی از عکس هایش که در سال های متمادی ثبت کرده بود شاید به تعداد انگشت های دستمان هم باقی نمانده باشد .

                                                ...    

 

 - خاطرات یونس فرزانه ، عکاس پیشکسوت اردبیل

من 20 سال تمام ( تا پیروزی انقلاب ) از اردبیل برای روزنامه اطلاعات عکس و خبر فرستاده ام . در خبرها و سایر مطالبم نیازهای منطقه را انعکاس داده و در پایان همیشه جمله ای مثل جمله زیر را اضافه می کردم : « جا دارد برای رفع مشکلات مذکور ، استانی مستقل با نام سبلان ایجاد و شهرستان تاریخی اردبیل به عنوان مرکز آن انتخاب شود . » ، « این شهر باید به مرکز یک استان مستقل بدل شود تا با دریافت امکانات بیشتر بتواند دوره فراموشی را پشت سر بگذارد . »
نوشته بودم : « اگر شیخ صفی سر از قبر بیرون آورده و وضعیت کنونی شهر را ببیند یکراست به مزارش برخواهد گشت ؛ چرا که در طول این چند صد سال تغییر خاصی که برای او ایجاد سوال کند در شهر به وقوع نپیوسته است .
چاپ این نوشته خیلی سر و صدا به پا کرد و پس از آن ، روزنامه اطلاعات برایم یکصد تومان پاداش فرستاد و علاوه بر این اختیار داد تا برای تهیه مطالب قوی تر نسبت به ایجاد یک شورای مشورتی منطقه ای اقدام کنم . با همین گروه در اردبیل سمیناری را با هدف بررسی معضلات اجتماعی و مشکلات جوانان ترتیب دادیم . و به صورت دسته جمعی یک بار به دانشگاه تهران و دوبار هم به تبریز رفتیم . در تبریز می گفتند این بحث استان شدن اردبیل را فراموش کنید ؛ این کار باعث ایجاد مشکل می شود . ما هم گفتیم که اتفاقا با انجام این کار خواستار حل مشکل هستیم ، نه ایجاد مشکل . ما در آستانه تمدن بزرگ قرار داریم و همه جای کشورمان باید ترقی بکند . چرا نباید اردبیل پیشرفت کند؟!   

رحمان مجرد 

منبع خبر


منتشر شده توسط rephotography.blogfa.com در تاریخ ۱۳۸۹ سه شنبه ۱۰ فروردين

نسخه چاپی نسخه چاپی       ارسال به دوست ارسال به دوست

کدخبر:676منبع:rephotography.blogfa.comتاریخ انتشار:۱۳۸۹ دهم فروردينلینک خبر: http://www.namadineh.com/Pages/News-676.htmlتعداد نمایش: 3115کلیدها , یونس , فرزانه

نظرات

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است


نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: