چهارمین نشست از سلسله جلسات تخصصی گالری «محسن» با موضوع بررسی «وضعیت طراحی در ایران» برگزار شد. در این نشست كه همزمان با برگزاری حراج طراحی در این گالری برپا شده بود، جمعی از هنرمندان و علاقهمندان به هنر معاصر به بحث درباره وضعیت طراحی در ایران نشستند.
باوند بهپور و شاپور پویان ؛دو هنرمندی که نیمی از آثار این حراجی به انتخاب آنها به نمایش درآمده بود، بحث را آغاز کردند.
بهپور در شروع این نشست عنوان
كرد: بجاست امروز این سوال را بپرسیم كه آیا در دوره معاصر که
مرزبندیهای مدرنیستی به هم ریخته، نقاشی و عکاسی با طراحی و پرفورمنس به
هم آمیختهاند، جایگاه طراحی کجاست و مرز میان نقاشی و طراحی چگونه مشخص
میشود؟ آیا طراحی که در ایران چندان هم جدی گرفته نمیشود به عنوان یک
هنر، مستقل از نقاشی وجود دارد؟
در پاسخ به این پرسش، شاپور
پویان نیز با استناد به مقالهای که سال گذشته دانشگاه MIT درباره طراحی
منتشر کرده بود ،برخی از ویژگیهای کلی طراحی را بر شمرد و افزود: طراحی
در یک معنای کلی شامل ریاضیات و فیزیک نیز میشود و بدینترتیب پایهای
است برای هر پروژهای که در آینده اجرا میشود؛ از طراحی یک سازه برای
هواپیما گرفته تا طراحی یک سخنرانی سیاسی. فرم اولیه برای اجرای نهایی یک
پروژه را هم میتوان طراحی نامید. این فرم را میتوان با مواد و متریال
گوناگون همچون رنگ، چوب، سنگ، کلمات و ... اجرا کرد.
او ادامه داد: در تعریفی دیگر،
طراحی در ظاهر کار ساده،اما در عمل پیچیده و نیازمند صرف وقت و دقت زیاد
است. از سوی دیگر سرعت از دیگر ویژگیهای طراحی است،زیرا كه در قیاس با
دیگر هنرهای تجسمی طراحی بسیار سریعتر صورت میگیرد.
پویان با اشاره به چند تعریف
دیگر كه در این مقاله عنوان شده است، بیان كرد: محصول نهایی از تعداد
زیادی کار حاصل میآید. یک طراحی خوب از میان دهها کار انتخاب میشود یا
یک طراحی خوب همواره آشکارا یا پنهان رگههایی از طنز را در خود نهفته
دارد. طنز بیانگر قدرت اثر است و این قدرت در قضاوت یا شناخت چیزی مطرح
است. طرح خوب از فضا و محیط خوب بهوجود میآید و به همین دلیل باید
همواره محیط و رویهی هنری مناسبی وجود داشته باشد تا از درون آن هنرمندان
بزرگی ظهور کنند.
او همچنین یک طراحی خوب را در هر
زمانی جاری دانست و افزود:طراحی زمان را میشکند و جلوتر از خود حرکت
میکند. چه بسا كه تابلوی«دوشیزگان» پیکاسو تا بیش از 20 سال پس از خلق
اثر نمایش داده نشد و تنها دو دهه بعد از آن بود که به اهمیت این اثر پی
بردند.
در ادامه این توضیحات چند نفر از
حاضران نیز با اشاره به دیگر ویژگیهای مربوط به طراحی عنوان كردند: طراحی
لزوماً مسألهای زمانمند نیست همانطور كه بسیاری از طراحیها در لحظه
خلق میشوند. از سوی دیگر شاید نامبردن از طراحی در ادبیات و فیلمسازی و
مهندسی چندان درست نباشد بلکه در این حوزهها باید واژه اِتود استفاده
كرد،در حالیکه در طراحی ایده اهمیت بسیار زیادی دارد.
یكی دیگر از حاضران نیز با اشاره
به تفاوتهای Drawing و Design اضافه كرد: طراحی ماهیت خطی دارد و این از
مهمترین تفاوتهای آن با نقاشی است. تصور سنتی بر این بوده است که طراحی
مرحله قبل از نقاشی است ،اما این نکته در دوره جدید صدق نمیکند. برای
مثال «جکسون پولاک» برای نقاشیهایش طراحی نمیکند.البته شاید بتوان گفت
در دوره جدید Drawing و Design بسیار به هم نزدیک شدهاند.
بهپور نیز بعد از اشاره به
تعاریف دایرةالمعارفی از طراحی این سوال را طرح كرد كه «طراحی چه چیزی
نیست؟» و گفت: از آنجا كه طراحی بهطور سنتی پیش از نقاشی بوده، فرعی
محسوب میشد و در نتیجه ارزش آن پایینتر بود و به نوعی دستکم گرفته
میشد.از سوی دیگر از آنجا که این هنر ماهیت خطی داشت و در قطع کوچک صورت
میگرفت، بسیار خودانگیختهتر و ناخودآگاهتر بود.
او خاطر نشان كرد: این نکته
البته در دوره معاصر رنگ باخته است. اما طراحی بهواسطه قیمت و عمر
پایینتری که دارد، هنر دموکراتیکتری محسوب میشود؛ گویی همه میتوانند
طراحی کنند اما معدود افرادی قادر به نقاشی كردن هستند. از دل همین ویژگی
طراحی است که میتوان رابطه آن را با تحولات اجتماعی بررسی کرد.
بهپور متذكر شد: طراحی همواره در
نسبت مستقیمی با اوضاع سیاسی و اجتماعی بوده است. چیزی که میتوان آن را
در پوسترهای اروپای شرقی، هنر انقلاب روسیه و انقلاب کبیر فرانسه به وضوح
مشاهده کرد. در نسبت با وضعیت ما نیز طراحی در دو انقلاب ایران نقش بسیار
مهمی ایفا کرده است. اولینبار در دوره مشروطه که روزنامهها و مطبوعات
بیش از هرچیز با ادبیات و شعر مأنوس بودند، نقش تصویر و طراحی پررنگ شد.
اما برجستهترین مثال آن انقلاب 57 است که حضور طراحی بهویژه به شکل
کاریکاتور در آن اهمیت مییابد، تاحدی که حتی برخی از این کاریکاتورها و
تصویرسازیها به صورت کتاب چاپ میشوند. شاید بررسی آماری نشان دهد که
کاریکاتوریستهای ایرانی بیش از نقاشان و مجسمهسازان جوایزی را از آنِ
خود کردهاند.
این منتقد و هنرمند معاصر در بخش
دیگری از صحبتهای خود در پاسخ به سؤالی مبنی بر انگیزه بهراهاندازی
چنین نمایشگاهی به مهجور بودن طراحی اشاره كرد و گفت: یکی از دغدغههای ما
این بود که آیا اساساً طراحی برای کسی اهمیت دارد یا نه؟ و نیز اینکه آیا
عدم توجه به طراحی ناشی از کمبود تقاضا است یا کمبود عرضه؟
بهپور سپس به بیماری فراگیری به
نام بیینال اشاره كرد و افزود: در این نمایشگاه سعی كردیم تا به بیماری
بیینال دچار نشویم. پدیده بیینال در تعریف رسمی جمعبندی هنر یک ملت
است، در حالیکه خود این ایده از اساس دچار تناقض است. در بیینالها
معمولاً یک موضوع مطرح میشود و سپس فراخوانی برای جمعآوری آثار حول
موضوعی واحد صورت میگیرد. حاصل کار آن است که اغلب آثار شبیه به هم هستند
و اجازه خلاقیت از هنرمند گرفته میشود.
او ادامه داد: در حراج طراحی
گالری محسن بههیچوجه ادعای آن را نداریم که بازتاب هنر ایران یا تهران
را ارائه كردهایم، بلکه صرفاً گردآوری آثاری است که در بیینالهای رسمی
کمتر مجال نمایش پیدا میکنند. این کار به نظر منصفانهتر میرسد.
در ادامه این نشست ،فرهاد
فزونی؛هنرمند گرافیست نیز با اشاره به تاثیرپذیری هنرمندان از فضای
اجتماعی، سیاسی حاضر گفت: شاید بتوان در تمامی آثار ارائهشده در این
نمایشگاه موقعیت و شرایط کنونی ایران را مشاهده کرد.چیزی که در این دوره
اتفاق افتاده است نزدیکی تماتیک آثار به یکدیگر است. تا پیش از این
هنرمندان هر یک به فضای خصوصی خود فرو رفته بودند و دغدغههای خود را به
تصویر میکشیدند. اما آنچه در این آثار برجسته است حضور حس مشترک جمعی و
فرارفتن از خلق آثاری شخصی است.
در پایان این نشست ، بهرنگ
صمدزادگان؛هنرمند عكاس نیز به عدم وجود توافق کلی در تعریف طراحی اشاره
کرد و گفت: روند جاافتادن طراحی بهعنوان ژانری مستقل در مقایسه با دهه
گذشته بسیار خوب است و نشاندهنده تمرین هنرمندان محصوب میشود. در چنین
نمایشگاههای خصوصی به تدریج تلاش میشود تا تعریف مرسوم از طراحی که در
آن خط ارجحیت دارد کنار گذاشته و آثار خلاقانهتری تولید شود.
گفتنی است؛ نشست بررسی «طراحی در
ایران» آخرین جلسه از سلسله نشستهای دفتر نقد هنر معاصر در گالری محسن در
سال 88 محسوب میشود. این نشستهای تخصصی از سال آینده نیز هر دوشنبه با
حضور منتقدان و هنرمندان ادامه خواهد داشت.
