بزرگترین نمایشگاه تاریخ نقاشی قهوهخانه با عنوان «خیالی نگاران» روز یکشنبه 23 اسفندماه ساعت 17در موزه هنرهای معاصر تهران افتتاح میشود. در این نمایشگاه حدود 250 اثر از هنرمندان دوران گذشته تا هنرمندان معاصر که از مجموعه داران خصوصی و مجموعههای دولتی جمعآوری شده است به نمایش گذاشته میشود.
نمایشگاه "خیالی نگاران" توسط مرکز
هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شده است و موزه هنرهای
معاصرتهران، موزه هنرهای زیبای سعدآباد، بنیاد آفرینش های هنری نیاوران،
پژوهشکده میراث فرهنگی، موسسه توسعه هنرهای تجسمی و مجموعه داران بخش
خصوصی از حامیان این رویداد فرهنگی- هنری هستند. نمایشگاه خیالی نگاران تا
15 اردیبهشت 89 ادامه خواهد داشت.

کمی درباره نقاشان قهوهخانهای
نقاشان
قهوهخانهای همه از نسلی بودهاند که با افسانهها و باورهای ملی و مذهبی
ما پیوند خورده بودند و جدیترین حرکت هنر مردمی ما را در این روزگار رقم
زدند. اینها همه همچون هنرشان برخاسته از میان مردم و فرهنگ آنها
بودهاند و با آنکه دیرتر از آنچه که باید به ما و هنر امروز ما معرفی
شدند امّا خیلی زود جایگاه خود را پیدا کردند و شاید به روزترین
نقاشیهایی بودند که هویت ایرانی خود را داشته و گاه بسیار سرتر از هنرهای
به اصطلاح آکادمیک روزگار ما.
هنری برخاسته از فرهنگ عامه مردم ما که رد پای آن را
میتوان در جنبشی مانند سقاخانه و حتی درنقاشیهای ابتدای انقلاب اسلامی
مشاهده کرد. قزوین بوده است شهری که نخستین قهوهخانه در آن ساخته میشود.
قهوهخانهها در دوران صفویه ساخته میشوند امّا نقاشیهای قهوهخانهای
را میتوان مربوط به دوران مشروطه دانست که هم زمان با بیداری افکار عامه
مردم و بدور از یک فضای درباری یا رسمی کار خود را آغاز میکنند. این
نقاشیهای روایی در کنار نقالان و بر اساس باورهای شفاهی، سنتهای دینی و
حماسههای ملی ابتدا در قهوهخانهها و سپس در تکیهها، حسینیهها و
زورخانهها به دست هنرمندانی مکتب ندیده شکل میگیرد. خاستگاه این هنر را
میتوان در سنت کهن قصهخوانی، مرثیه و تعزیه خوانی پی گرفت که سابقه آن
را تا قرنها پیش از این میتوان پیدا کرد. همین خاستگاه باعث میشود تا
این نقاشان با آن که منبع کارهایشان ادبیات کهن ما بوده است همگام با
ادبیات دوران خود شده و به زبان عامیانه و مردمی روی آورند.
نقاشان قهوهخانه یا به تعبیری دیگر خیالینگار با آن
که ویژگیهایی را از سنتهای پیشین نقاشی ما گرفته و بدون اثرپذیری از
نقاشیهای رنگ روغنی و طبیعت پردازانه آن زمان نبودند؛ خیلی زود سبک و
سیاق خاص خود را پیدا میکنند. برخی از این ویژگیهای منحصر به این نقاشی
را میتوان در ترکیببندی روایی و چند موضوعی، پرسپکتیو مقامی، رنگ آمیزی
نمادین، استفاده از نوشته و اندامهای کوتاه و چهرهای بزرگتر و چند ویژگی
دیگر در صورت و از سوی دیگر ویژگی مهم آنها را در رابطه با مخاطب خود دید.
مخاطب در این نقاشیها نقش تعین کنندهای دارد و بسیاری از این کارها
وابسته به سرمایه و هزینه سفارش دهندهها انجام میشده است.

استاد کاظم چلیپا نیز در گفتگوی پس از گفتن خاطراتی از
پدر(حسن اسماعیلزاده)، درباره نحوه کار او افزود: «پدر و تمام اساتید
گذشته این هنر بی وقفه کار میکردند و هیچگاه مشکلی برای موضوع و محتوا
نداشتند و همیشه چندین بوم آماده برای کار داشتند. گاهی اوقات پدر به
کارگاه من میآمد و از بیکار نشستن من میپرسید و من در جواب میگفتم که
هنوز کار جدیدی در ذهن ندارم... امّا واقعیت این بود که با آشنایی خوبی که
نسبت به ادبیات و فرهنگ ما داشتند هیچگاه محدودیتی از لحاظ سوژه برای آنها
وجود نداشت. وسائل کار آنها بسیار ساده و مختصر بود و بومها را نیز
خودشان میساختند و در برخی موارد به علت مشکلات مالی نامرغوب. رنگ برای
آنها اهمیت ویژهای داشت و به طور مثال رنگ چهرها را جلوی کسی نمیگذاشتند
و ساخت و ساز چهرهها را در تنهایی انجام میدادند؛ خیلی باید پیش آنها
کار میکردی تا از آنها تمام ریزهکاریها را میآموختی. پدر هیچگاه بدون
سلام وارد جایی نمیشد حتا اگر کسی در آنجا حضور نداشت و هرگز به یاد
ندارم که او تنها غذا خورده باشد و همیشه بر سر سفره او چند نفر حضور
داشتند... ».
اما ارتباط مفید و سازندهای که موجب شناخت از فرهنگ و
خواستههای مردم میشده است چیزیست که باید از نقاشان قهوهخانهای
بیاموزیم، تعاملی که در هنر به اصطلاح مدرن و آوانگارد ما وجود ندارد یا
کمتر هست. ما نقاشان امروز ارتباط خود را با اندیشههای عمیقی که پیشتر از
راه ادبیات وارد نقاشی ما شده بود را از دست دادهایم و پی رو آن ارتباط
با فرهنگ و مردم خود را. نقاشان قهوهخانه نیز مانند نگارگران به
داستانها و روایتها بومی و ملی وابسته بودند و اگر بخواهیم دقیقتر
بگوییم وابسته به اندیشه و عرفانی که به زبان شعر و نثر ارائه میشود.
نقاش خیالی نگار ما این وابستگی را حفظ میکند و از عمق این اندیشهها با
زبانی ساده با ما حرف میزند و شاید برای همین باشد که با ما بیگانه
نیستند و هیچ وقفهای برای ماندن و کار نکردن ندارند. امّا این بیان و
نقاشی با وسائل و ارائهای جدید و دیگر گونه است و نقاش قهوهخانهای ما
به جای اینکه هنر خود را همچون نگارگران وقف تزئین کتابها و ماندن در
کتابخانههای دربار کرده باشد آن را به قهوهخانهها، تکیهها، حسینیهها،
زورخانهها و به واقع به میان مردم میآورد.
اکنون اکثریت این هنرمندان همچون قوللر آقاسی، محمد
مدبر، احمد خلیلی و حسن اسماعیل زاده از میان ما رفتهاند تا نقاشی
قهوهخانه نیز به مانند بسیاری از هنرهای دیگر ما به سنتی فراموش شده
تبدیل شود و شاید برگزاری این نمایشگاه مروری باشد بر آنچه که اتفاق
افتاده است.
گزارش تصویری/ افتتاح نمایشگاه نقاشیهای قهوه خانه ای
نمایشگاه نقاشیهای قهوه خانه ای عصر امروز یکشنبه در موزه هنر های معاصر گشایش یافت.
۱۳۸۸/۱۲/۲۳ | یکشنبه
عکس محمد رضا عباسی
















عکس محمد رضا عباسی