۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۹ بهمن
rss

نقاشی- آتوسا رقمی:
اصل یا بدل؛ مسئله این است؟


تابلوی جكسون پولاك 148 میلیون دلار، گوستاو كلیمت 135میلیون، ون‌گوگ 6/134 میلیون و... آدم هوس می كند نقاش شود! | بی‌دلیل نیست بعضی‌ها سال‌‌ها وقت می‌گذارند تا یاد بگیرند شیوه این نقاش‌ها را عیناً تقلید كنند؛ آخر می‌گویند بازار تابلوهای تقلبی هم خیلی داغ است.


هر سال تعداد زیادی تابلوی نقاشی كه از روی آثار مشهور جهان كپی شده‌اند، به‌جای اصل آنها با قیمت‌های بالا به‌فروش می‌روند! خب مگر چند نفر در دنیا این آثار را آن‌قدر خوب می شناسند كه اصلشان را از تقلبی شان تشخیص دهند؟

البته كار این نقاش‌های تقلبی هم خیلی آسان نیست؛ باید همه جزئیات كار این نقاش‌ها را عین خودشان یاد بگیرند؛ شكل خط‌ها، شیوه زدن قلم مو به بوم و مالیدن رنگ‌ها، نوع رنگ‌ها و خلاصه كلی ریزه‌كاری دیگر.

به هر حال كسانی هم كه تابلوهای نقاش‌های معروف را می‌خرند به متخصص‌ها مراجعه می‌كنند و آن‌قدر این نقاشی‌ها را زیر و رو می‌كنند تا بفهمند اصل است یا نه. هر روز هم كه یك روش تازه برای كشف تابلوهای تقلبی ابداع می‌شود.


مثلاً همین چند وقت پیش یك دانشمند امریكایی، « دانیِل راكمُر»، به كمك همكارانش یك روش تازه برای تشخیص آثار هنری اصل از بدل پیدا كرده، روشی آسان و ساده كه به كمك كامپیوتر اجرا می‌شود. آنها نام این روش  را «كُدگذاری پراكنده» گذاشته‌اند.

اثر جكسون پولاك،تابلوی «شماره 5، 1948» كه در فهرست گران‌ترین تابلوهای نقاشی، در ردیف اول قرار دارد

در این روش اول یك مجموعه كامپیوتری از آثار یك هنرمند درست می‌كنند. بعد هر كدام از آثار این مجموعه  به 144 قسمت مساوی تقسیم می‌شود؛ 12 ردیف در 12 ستون مساوی كه همدیگر را قطع می‌كنند. بعد به‌روشی خاص كه در آن از قانون‌های ریاضی استفاده می‌شود، از میان این 144 قسمت مجموعه‌ای از شكل‌ها به‌طور اتفاقی انتخاب می‌شوند و به‌صورت سیاه و سفید در می‌آیند. در مرحله بعد تكه‌هایی از ساده‌ترین عنصرهای بصری این شكل‌ها از كار جدا می‌شوند. كامپیوتر این تكه‌ها را آن‌قدر تغییر شكل می‌دهد و آنها را به نسبت‌های متفاوت در كنار هم قرار می‌دهد تا كل كار بازسازی شود. این آثار بازسازی شده كاملاً قابل شناسایی و مشابه اصل این آثار هستند. نكته جالب درباره این روش این است كه وقتی آن را روی كارهای بدل یا تقلبی پیاده می‌‌كنند، كامپیوتر نمی‌تواند با استفاده از تكه‌های عنصرهای بصری انتخاب شده، اثر را بازسازی كند!

دانیِل راكمُر و گروهش روششان را روی كارهای «پیتر بروگل پدر»، هنرمند فلاندری قرن شانزدهم میلادی، امتحان كردند؛ چون آثار اصل بروگل پدر و همین‌طور آثار كپی آنها  كاملاً شناخته شده‌اند. وقتی روش كدگذاری پراكنده روی كارهای اصل این هنرمند پیاده شد، این آثار به راحتی بازسازی شدند، اما این اتفاق درباره آثار بدل نیفتاد.

«عروسی روستاییان» اثر پیتر بروگل پدر، 1568

البته این روش هنوز كاملِ كامل نشده و راكمر و همكارانش هنوز دارند روی آن كار می‌كنند. به هر حال كدگذاری‌پراكنده روش پیچیده و دقیقی است و استفاده از علم ریاضی هم برای تجزیه و تحلیل آثار هنری، پیشینه‌ای طولانی ندارد تا آنها بتوانند با استفاده از تجربه‌های گذشته سریع تر در كارشان پیش بروند. در حقیقت حدود ده سال پیش، زمانی كه دانشمندان متوجه شدند ساختار بعضی از كارهای جكسون پولاك بر قانون ریاضی برخال‌ها (فراكتال‌ها) انطباق پیدا می‌كند، توجه همه به این موضوع جلب شد. در برخال‌ها كوچك‌ترین جزء، عیناً همان ساختاری را دارد كه كل برخال بر اساس آن شكل گرفته و دانشمندان در آن زمان متوجه شدند كه این ویژگی در بعضی از كارهای پولاك هم دیده می‌شود. هرچند هنوز ثابت نشده كه تجزیه و تحلیل نقاشی‌های پولاك بر اساس قانون برخال‌ها همیشه می‌تواند كمك كند كه نقاشی‌های اصل او را از كارهای غیر اصل تشخیص بدهیم، اما
به هرحال از آن زمان تا به حال دانشمندان به این فكر افتاده‌اند كه با استفاده از علم ریاضی راهی برای تشخیص اصل آثار هنری از بدلشان پیدا كنند. خیلی از آنها هم به نتیجه رسیده‌اند، اما نتیجه روش‌هایی كه ابداع كرده‌اند  همیشه درست نیست و در هركدامشان درصدی از خطا وجود دارد. روش كُدگذاری پراكنده تا به حال نشان داده كه از روش‌های دیگر خیلی خیلی دقیق‌تر است تا جایی كه متخصص‌ها به این فكر افتاده‌اند كه بعدها برای حل خیلی از مسائلی هم كه در زمینه تجزیه و تجلیل آثار هنری مطرح است، از روش كدگذاری پراكنده استفاده كنند.

«چهره دكتر گاشه» اثر ونسان ون‌گوگ در فهرست گران‌ترین نقاشی‌های دنیا، در ردیف چهارم قرار دارد

راستش وقتی خبر ابداع روش كدگذاری پراكنده را شنیدم، از خودم پرسیدم این همه تلاش‌ و این همه وقت صرف می‌شود فقط برای این كه بفهمیم یك تابلو اصل است یا نه؟ چرا این موضوع این‌قدر مهم است؟ برای این كه بتوانیم قیمت واقعی آنها را بفهمیم و اگر خواستیم یكی از آنها را بخریم سرمان كلاه نرود؟ اصلاً چرا باید قیمت این تابلوها این‌قدر بالا و عجیب و غریب باشد؟ راستش را بخواهی وقتی به این چیزها فكر می‌كنم به این نتیجه می‌رسم كه خیلی چیزها در این تابلوها وجود دارند كه ارزشمندند. مثلاً شیوه خاصی كه یك هنرمند به‌وجود آورده؛ شیوه‌ای كه تا پیش از آن اصلاً وجود نداشته و خیلی وقت‌ها روی هنرمندان دیگر هم تأثیر گذاشته و یك حركت هنری را در تاریخ هنر شكل داده یا باعث به‌وجود آمدن شیوه‌های نوی دیگر شده. از آن مهم‌تر فكری است كه در ذهن این هنرمند بوده كه باعث شده این شیوه را به وجود بیاورد. احساس‌هایی هم كه آن هنرمند با كشیدن نقاشی‌اش در آن منعكس كرده و برای همیشه ثبتشان كرده مهم اند، چون ما با نگاه كردن به این نقاشی‌ها می‌توانیم بعضی از احساس‌های آدمی را كه سال‌ها قبل زندگی می‌كرده، بشناسیم. تازه شیوه استفاده از خط‌ها، رنگ‌ها و شكل‌ها كه در هرنقاشی، خاص و منحصر به كسی است كه آن را كشیده، منحصر به صاحب فكر و احساسی كه در این اثر منعكس شده. خب همه اینها ویژگی‌های ارزشمندی هستند و این كه همه‌شان یكجا در یك اثر جمع شده‌اند هم مهم است. یك اثر تقلیدی یا بدل ممكن است بعضی از این ویژگی‌ها را داشته باشد، اما نه همه آنها را با هم. خب، پس می‌ارزد این همه وقت و تلاش برای تشخیص این آثار از بدل‌هایشان. از طرفی هم هرچه قدر وقت و تلاش برای نگهداری درست از این آثار صرف شود باز هم می‌ارزد، تا هر چه سالم‌تر و هر چه طولانی‌تر عمر كنند. شاید یكی از دلیل‌هایی هم كه قیمت آنها این‌قدر بالاست همین باشد. این طوری كسی این تابلوها را می‌خرد كه واقعاً ارزش آن را می‌شناسد و از آن خوب مراقبت می‌كند.

«پرده ، كوزه و ظرف میوه»، اثر پل سزان یكی از گران ترین تابلوهای نقاشی جهان

به هر حال من كه تصمیم گرفته‌ام نقاشی یاد بگیرم، نه برای این كه كارهای دیگران را كپی كنم و نه حتی برای این كه ثروتمند شوم! خوب می‌دانم كه نقاشی‌های من به این زودی این‌قدر قیمت پیدا نمی‌كنند! اما این را هم خوب می‌دانم كه من هم مثل همه آدم‌های دیگر می‌توانم به شیوه خاص خودم نقاشی كنم، این موضوع را هم از روش كد‌گذاری پراكنده یاد گرفته‌ام؛ این كه هر آدمی منحصر به فرد است و می‌تواند توانایی‌های خاص خودش را شكوفا كند. شاید آدم خیلی بزرگ یا مهمی نشوم، اما خودم را، آن چیزی را كه هستم كه می‌توانم شكوفا كنم! درست همان كاری كه همین آدم های بزرگ انجام داده‌اند. آنها هم وقتی داشتند نقاشی می‌كشیدند به این فكر نمی‌كردند كه آدم بزرگی شوند یا ثروتمند؛ آنها خودشان را بیان می‌كردند و چیزی را كه در درونشان می‌گذشت روی بوم می‌آوردند.

من هم دوست دارم همین كار را بكنم.


منتشر شده توسط hamshahrionline.ir در تاریخ ۱۳۸۸ جمعه ۲۱ اسفند

نسخه چاپی نسخه چاپی       ارسال به دوست ارسال به دوست

کدخبر:650منبع:hamshahrionline.irتاریخ انتشار:۱۳۸۸ بيست و يکم اسفندلینک خبر: http://www.namadineh.com/Pages/News-650.htmlتعداد نمایش: 2443کلیدها , نقاشی

نظرات

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است


نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: