سمیرا میدانی
تهران امروز
آثار گرافیك تفاوت مهمی با دیگر آثار تجسمی دارند كه به موضوع كاربردی
بودن این آثار مربوط میشود. با توجه به این امر، وقتی یك طراح به طراحی
لوگو میپردازد چه نكات و معیارهایی را باید مدنظر داشته باشد؟
گرافیك یك هنر كاربردی است و با حضور كارفرما معنا مییابد. سوای
نكات فنی هنگامیكه شما درگیر طراحی یك نشانه هستید، باید به اقتصاد آن
كالا و ماندگاری اثر برای كارفرما فكر كنید. چهبسا اگر با طراحی خود آدرس
اشتباهی به مخاطب بدهید، فاصله او و مخاطبش را دورتر كردهاید و در نتیجه
به اقتصاد آن كالا ضربه میزنید. پس كار گرافیك این وظیفه را برعهده دارد
كه بتواند در معرفی كالای موردنظر درست عمل كند و بیننده را گمراه نكند.
نشانه مثل نوزادیست كه متولد میشود، شكل میگیرد و بزرگ میشود. به همین
دلیل به مراقبت و توجه ویژهای نیاز دارد و اگر به این نكات دقت نشود ممكن
است این نوزاد نتواند بهطور سالم ادامه حیات بدهد و از بین برود. یك
تفاوت مهم نشانه با دیگر منطقههای گرافیك این است كه نشانه، عمری
طولانیتر خواهد داشت و امكان دارد 200 یا 300 سال یا بیشتر عمر كند،
ازینرو اهمیت فراوانی دارد.
در طراحی نشانه مسائل تخصصی و فنی نیز مطرح است. برای مثال میگویند
در طرحی لوگو نباید خوانایی، فدای زیبایی شود. درباره این معیارها هم
توضیح بدهید.
بخشی از نشانهها وظیفه خوانایی را برعهده دارند، در پارهای از
آنها هم خوانایی اهمیت ندارد. برای مثال وقتی نشانهای برای خودتان طراحی
میكنید و بهعنوان امضا پای كارتان میگذارید آن لوگو به لحاظ تصویری و
نحوه قرارگیری آن در كار اهمیت دارد. اما در حوزه سرلوحه مطبوعات، خوانایی
اهمیت ویژهای پیدا میكند، چون شما روزنامه یا نشریهای را نمیخرید كه
از خواندن نامش ناتوان باشید. برای برخی كالاهای دیگر هم همین شرایط وجود
دارد، بهطور مثال اگر خانم خانهدار با سواد متوسط نتواند نام كالا را
بخواند، از نظر روانی امكان كمتری وجود دارد كه آن را بخرد. بهخصوص برای
نشریات نباید كاری انجام داد كه خوانایی برای خواننده دشوار شود، از طرفی
به شكل درست حروف ضربه وارد شود. باید حروف را سر جای خود بنشانید تا
خوانش آن با مشكل مواجه نشود. طراح باید طوری تركیب را كنترل كند كه این
نكته در آن لحاظ شود. این فقط با كار مداوم و دست یافتن به سواد بصری لازم
در ارتباط با فرهنگ خط ایرانی بهوجود میآید.
ما در این سالها عادت كردهایم لوگوی روزنامهها را به شكل افقی
ببینیم. این روند بر چه اساس بهوجود آمده و چرا غالب لوگوی روزنامهها به
این شكل طراحی و اجرا میشوند؟
كادر مرئی روزنامهها كه روی پیشخوان دیده میشود یك كادر افقی است.
به لحاظ بصری وقتی با یك كادر افقی سروكار دارید به سراغ یك انرژی افقی
برای آن میروید. یعنی تصمیم شما برای پیشانی این كادر افقی، یك كادر افقی
كوچكتر خواهد بود. اما بهنظر من در طراحی یونیفورم روزنامه میتوان بر
این عادت غلبه كرد. عادت كردن ما به لوگوهای افقی بیشتر به این موضوع
بازمیگردد كه از گذشتهها و در روزنامههایی مثل كیهان و اطلاعات و...
سالیان سال شاهد لوگوی افقی بودیم. اگر به دورههای گذشته در تاریخ
مطبوعات نگاه كنیم شاهد شكلهای دیگری از چنین عادتهایی خواهیم بود. برای
مثال در بسیاری از سرلوحههای روزنامههای دوران قاجار شاهد موجودی دورگه
هستیم.
از چه نظر دورگه بودند؟
برای مثال در طراحی لوگو روزنامههایی مثل «شرف»، «شرافت»، «تربیت» و
دیگر روزنامههایی كه خطاطی آنها را میرزا محمدرضا كلهر انجام داده بود
غیر از خط فارسی، عناصری تصویری مانند فرشته، گل یا بوته با استیل فرنگی
دیده میشد. آن نقوش را طراحانی كه در اروپا بودند طراحی میكردند و نوشتن
عنوان آن را میرزا محمدرضا كلهر انجام میداد. مد آن زمان همان دورگه بودن
لوگوها بود. در دوران مظفری، میبینیم كه اسم روزنامه به صورت آینه تكرار
میشد. این تكرار متقارن حول محور عمودی در بسیاری از سرلوحههای آن دوران
مرسوم بود. آن زمان لوگو را حتما در وسط صفحه قرار میدادند و براساس اصل
تقارن عمل میشد. در واقع تا زمانی كه طراحی نمیآمد و پیشنهاد دیگری
نمیكرد همان شیوههای قبلی را ادامه میدادند. من فكر میكنم در طراحی
روزنامه اگر بتوان پیشنهادها و شیوههایی را اجرا كرد كه از منظر اصول
تصویری صحیح هستند، در مدت زمان كوتاه از سوی مخاطب پذیرفته میشوند.
شما براساس همین دیدگاه برای تهرانامروز لوگوی عمودی طراحی كردید یا به شما سفارش داده بودند كه لوگو را به این شكل طراحی كنید؟
پیشنهاد بنده بود كه ابتدا در مقابل آن مقاومت شد اما بالاخره
پذیرفتند. طراحی صفحه اول، بعد از طراحی لوگو شكل گرفت و فكر میكنم محل
مناسبی هم برای لوگو در نظر گرفته شده، چون از نظر روانی، چشم مخاطب بیشتر
با حاشیه تورق سر و كار دارد از دلایل دیگری كه لوگو را به شكل عمودی
طراحی كردم این است كه كلمه «امروز» كلمهای عمودی است و حروف آن مقطع
هستند. «الف»، «مر»، «و»، «ز» همه حركتی عمودی دارند و مجموعه آنها را هم
میتوان در یك كادر عمودی طراحی كرد و فضای منفی كمتری ایجاد میكند،
همچنین اخلاق مستطیل عمودی است كه پویایی بیشتری از مستطیل افقی دارد.
ما روال دیگری هم كه در دیدن لوگوهای روزنامهها داریم به این
برمیگردد كه عادت كردهایم، لوگوها را بیشتر به شكل خوشنویسی ببینیم اما
شما در لوگوی تهرانامروز از این عادت هم تا حد زیادی صرف نظر كردهاید.
دیدگاه شما در انتخاب این شیوه چه بود؟
اول اجازه بدهید بر این نگاه تاكید كنم كه طراحی لوگو تایپ یا سرلوحه
یك روزنامه با استفاده از خط نستعلیق، خوشنویسی نستعیلق نیست. طراحی لوگو
با خطوط كلاسیك عرصهای است كه در آن دو رسانه خط و گرافیك بر هم متأثرند
و در بخشهایی از آن خط بهنفع گرافیك كنار میآید و گاهی نیز گرافیك
بهنفع خط. كافی است اسم یكی از روزنامهها را به یك خطاط بدهید تا
بنویسید و بعد میبینید كه شیوه تقطیع حروف و مفردات و برشها و مفاصل، چه
تفاوتی با اجرای گرافیك آن نشانه دارد. مثلا شما در خوشنویسی اجازه ندارید
قلم را بیش از دانگ مورد نظر حركت بدهید و برای همه چیز اصولی محكم و
تغییر ناپذیر پیشبینی شده و هر چیزی بهجای خویش نیكوست. در خوشنویسی
تمام قواعد در خدمت زیبانویسی است، اما در تایپوگرافی شما مسئولیتی برای
زیبانویسی ندارید.
به این موضوع باید توجه كنید كه مخاطب، صفحه اول روزنامه را با
فاصله بیشتر از اینكه یك قطعه خطاطی را میبیند، روی پیشخوان دكهها
میبینید به همین خاطر باید آن را كمی درشتتر و فربهتر درنظر گرفت.
بنابراین وقتی از خطوط كلاسیك استفاده میكنید رسانه شما خوشنویسی نیست،
خطاطی هم نیست، گرافیك است اما با عناصر خط این كار را انجام میدهید. در
خوشنویسی، اصالت بر زیبانویسی است ولی در گرافیك كاربرد اهمیت دارد و اگر
لازم باشد مثلا الف را ضخیمتر بنویسد تا به خوانایی كمك كند باید این
كار را انجام دهید و درنگ نكنید.
برای طراحی لوگوی تهرانامروز از چه خطی استفاده كردید و چرا؟
خط نستعلیق، خط نستعلیق ترجمان تصویری ادبیات ایرانی است. اگر به بخش
وسیعی از ادبیات ایران بنگرید، خط نستعلیق خودنمایی میكند. نستعلیق از
تركیب دو دستگاه خط بهوجود آمده؛ تركیب «نسخ» با كرسی صاف و مفرداتی با
سطح زیاد و دور كم، و خط «تعلیق» با كرسی مدور و مفرداتی پردور و با سطح
كم، خط نستعلیق را پدید آورده كه قابلیتهای بسیاری دارد. این خط از
انداره غبار، خفی، كتابت، جادو تا جلی و كتیبهنویسی مورد استفاده قرار
میگیرد. در كتابت میبینیم كه دیوان شعر بسیاری از شعرای ما را با آن
نوشته اند. در بسیاری از ابنیه مذهبی به همین شكل دارای كاربرد است.
همانطور كه در ابتدای صحبتهایم گفتم، در عرصه مطبوعات حضور مخاطب اهمیت
ویژه دارد و به همین دلیل باید از خطی در سرلوحه آن استفاده كرد كه خطی
«منسوب» یعنی نسبتدار باشد و از هر لحاظ بیشترین تناسب را با توانایی
آدمی داشته باشد كه خوانایی از آنجمله است.
لوگوی «تهرانامروز» از دو كلمه تهران و امروز تشكیل شده. زمانی كه
این كار به من سفارش داده شد از من خواستند روی كلمه امروز تمركز كنم و
تهران در پلان دوم قرار داشت. پیشنهاد من این بود برای كلمه «امروز» از خط
نستعلیق و برای «تهران» از نسخ استفاده شود. چون بنا بود كلمه «تهران» به
شكل كوچكتری دیده شود و هم به خوانایی ضربهای وارد نشود، آن را با نوعی
از خط نسخ گرافیزه شده طراحی كردم.
آن بخشهایی كه در پایان حروف «ز»، «و» و «مر» وجود دارد...
پایان حروف «شمره» نام دارد و این اتفاقی كه در انتهای حروف در اثر
سرعت نگارش ایجاد میشود در اصطلاح «تشمیر» میگویند. این یك رفتار اصیل
در خوشنویسی است كه به آن «قلمانداز» میگویند و در تمام خطوط وجود دارد.
در نستعلیق قاجاری به خصوص در مرقعات «میرزاغلامرضا» و «میرحسین ترك» و
بعدها «فتحعلی حجاب شیرازی» بهصورت یك شیوه درمیآید. در بسیاری از قطعات
و مرقعات مذهبی، كتابهای دعا و ابنیه این شیوه نستعلیق قلمانداز موجود
است. ذات خط نستعلیق به همین شكل است و این شیوه در خط بهنوعی سرعتنویسی
و نیاز بهرهگیری درست از زمان و پویایی و حركت را القا میكند.
این روزها درباره لوگوی «تهرانامروز» بحثهای مختلفی مطرح شده است. نظر شما بهعنوان طراح لوگو درباره این مباحث چیست؟
بله، خود بنده هم شگفتزده هستم، این امر حكایت از نادیده گرفتن خط
اصیل ایرانی، بهعنوان بخشی از میراث فاخر و جمال و شكوه فرهنگ ایرانی
است. اینكه با دیدن این لوگوتایپ چطور میتوان به افكار و تصوراتی عجیب و
غریب اصرار ورزید، آنرا نمیدانم. باید گفت اگر این پردهدری بخواهد چنین
پیش برود و اینگونه به خط و تاریخ سربلند آن بنگریم، به نتیجه درستی
نمیرسیم. اگر با این عینك به هر پدیدهای نگاه كنیم میتوانیم اشكال
بیربط به موضوع را ببینیم. من فقط میتوانم بگویم خط نستعلیق ترجمان
ادبیات ماست و بهعنوان عروس خطوط شناخته میشود. نستعلیق ذاتی سركش و
مغرور دارد و بهراحتی نمیتوان آنرا بكار گرفت و هر پدیدهای را در آن و
با آن القا كرد. اما حرفه من گرافیك است و تا زمانی كه در مورد پدیدهای
تخصصی در كارم شبههای باشد حاضرم جوابگو باشم، اما ضمن احترام برای همه
در برابر چنین قضاوتهایی سكوت میكنم، شاید این مصراع خود گویای این معنا
باشد كه: «هركه بیهنر افتد نظر به عیب كند.»
lll منبع خبر