۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۹ بهمن
rss

عكاسان و عكاسی
هفت مقاله درباره عكاسان و عكاسی


به گفته بهمن جلالی مترجم كتاب، «عكاسان و عكاسی» كتابی است كه در آن سعی شده عكاسی نه فقط به عنوان تكنیكی برای ثبت تصویر، بلكه به مثابه یك رسانه مورد بررسی قرار گیرد؛


 هفت مقاله درباره عكاسان و عكاسی در كتابی به كوشش ناتان لاینز با ترجمه وازریك درساهاكیان و بهمن جلالی منتشر شد.
رسانه‌ای كه با مختصات ویژه خود در میان تمام ابزارهای بیانی دیگر جایگاه مستقلی دارد و مقاله‌های كتاب توسط كسانی نوشته شده است كه بر عكاسی تسلط كامل داشته‌اند و در كشف امكانات و تطبیق آن با نگاه خود بسیار تلاش كرده‌اند.
در این كتاب دو مقاله از بونیس آبوت با عنوان‌های عكاسی باید روی پای خود بایستد و عكاسی بر سر دوراهی آمده است.
اردوارد اشتایخن مقاله‌ای با نام عكس خوب یعنی چه؟ در این كتاب دارد.
آنسل آدامز در عقیده شخصی به مسئله عكاسی پرداخته است. دیگر نویسنده این كتاب هانری كارتیه برسون است كه مقالع مقدمه لحظه قطعی از او است.
و.یوجین اسمیت و ماینور وایت هم دو مقاله با عنوان‌های عكاسی خبری و چشم و ذهن دوربین وار در این كتاب دارند.
انتشارات سروش كتاب «عكاسان و عكاسی» را در 141 صفحه مصور با قیمت 2هزار و 500 تومان منتشر كرده است.


نمـادینه :




«در عکاسی کوچکترین چیزها می‌توانند بزرگترین سوژه‌ها باشند، ویژگی‌های کوچک انسان می‌توانند به موضوعی مهم بدل شوند.»



Henri Cartier Bresson

هانری کارته برسون، یکی از بزرگترین عکاس‌های زمان، یک مرد خجالتی بود که عکاسی لحظه‌ای (snap shooting) را بعنوان یک هنر امروزی و کلاس بندی شده معرفی کرد.

توانایی منحصر بفردش در ثبت «لحظه قطعی» (the decisive moment)، چشم دقیقش برای طراحی صحنه، شیوه منحصربفرد کارش و بیان ادبی اش در تئوری و عملی عکاسی٬ وی را بعنوان یک شخص افسانه‌ای در میان فتوژورنالیست‌های همدوره اش مطرح کرد.

کار وی و شیوه اش یک تاثیر ماندگارو دست نیافتنی داشته‌است.تک عکسهاوعکس داستانهایش برای سه دهه زینت بخش معتبرترین مجله‌های دنیا بوده‌است ونسخه‌های مختلف عکسهایش بر دیوارهای موزه‌های آمریکا و اروپا نمایش داده شده‌است.در بازار جهانی عکس وی تاثیر خود را بخوبی گذاشته‌است: وی یکی از موسس‌های مگنوم بوده‌است، یک آژانس عکس در نیویورک و پاریس.

هانری کارتیه برسون در سال ۱۹۰۸ در شانتلوپ (chanteloupe) فرانسه در یک خانواده ثروتمند، با فرهنگ متوسط چشم به دنیا گشود.در نوجوانی یک دوربین معمولی داشت که برای عکسهای تعطیلات از ان استفاده می‌کرد و بعدیک دوربین ویزور۳*۴ را تجربه کرد.اما او همچنین علاقه به نقاشی داشت و به مدت دو سال در استودیوپاریس تحصیل کرد.این تجربیات در نقاشی دید او را بخوبی برای ترکیب بندی آماده کرد که به یکی از بزرگترین ابزارهای او در عکاسی تبدیل شد.

در سال ۱۹۳۱ در سن ۲۲ سالگی یکسال را به شکار در غرب آفرقا گذراندو بعد از بیمار شدن به فرانسه بازگشت. در آن زمان بود که در مارسی برای اولین بار عکاسی را بطور جدی کشف کرد. این یک تجربه حیاتی برای او بود.یک دنیای جدید، یک شیوه نو دیدن، یک الهام درونی و غیر قابل پیش بینی از بین کادر باریک منظره یاب دوربین ۳۵ میلیمتری به روی او گشوده شد وتصور وخیال او را به آتش کشید.او خاطر نشان کرده‌است که چگونه در آنزمان خیابان‌ها را زیر پا میگذاشته‌است با یک احساس قوی و آماده برای برانگیخته شدن ومصمم برای به دام انداختن زندگی وسپری کردن زندگی به یک شیوه زنده ونو.

بدین گونه یکی از نتیجه بخش ترین مشارکت‌ها بین انسان وماشین در تاریخ عکاسی روی داد.او به ادامه دادن کارش با دوربین ۳۵ میلیمتری ادامه داد. سرعت، تحرک پذیری، تعداد زیاد عکس در هر حلقه فیلم و بالاتر از همه کوچک بودن دوربین و جلب توجه نکردن با شخصیت خجالتی و سریع او سازگاری داشت.

زمان زیادی نگذشت که او مانند یک راننده حرفه‌ای که با دنده عوض کردن ماشین را تحت اختیار دارد، کنترل دوربین را کامل بدست گرفت و دوربین به وسیله‌ای برای وسعت دید او بدل شد.

زمانی که جنگ جهانی شروع شد، او مدت کوتاهی در ارتش فرانسه خدمت کرد، تا در جنگ اسیر آلمان‌ها شدو بعد از دو تلاش ناموفق از زندان گریخت و تا پایان جنگ به فعالیت‌های زیرزمینی ادامه داد.

پس از جنگ وی فعالیت ژورنالیستی اش را با کمک به شکل گیری آژانس عکس مگنوم در سال ۱۹۴۷ ادامه داد.کار با مجله‌های مطرح آنزمان وی را به سفرهای گوناگون در اروپا، آمریکا، چین، روسیه وهند کشاند.

کتاب‌های فراوانی از کارتیه برسون در دهه‌ای ۶۰، ۵۰ چاپ شد که معروف ترین آنها «لحظه قطعی» در سال ۱۹۵۲ بوده‌است.

یک رویداد مهم در کار کارتیه برسون نمایشگاه بزرگی از ۴۰۰ عکس وی بود که در سرتاسر آمریکا به نمایش در آمد.بعنوان یک ژورنالیست کارتیه برسون لزوم منتقل کردن افکار و احساساتی را که از دیده‌هایش بر می‌خواست، احساس می‌کرد.

از همین رو عکسهای او بیشتر واقع گرایانه بودتا انتزاعی.وی احترام زیادی برای نظم در عکاسی خبری قائل بود، به این عنوان که هر عکس به تنهایی توانایی بازگو کردن یک داستان را داشته باشد.

بینش ژورنالیستی در واقعیتهای نهفته در انسان و رویدادهای پیرامون او، احاطه به اخبار و تاریخ و باور در نقش اجتماعی عکس همه به ماندگاری آثار اوکمک می‌کند.وی می‌گوید: شان و مقام انسان یک سوژه لازم برای هر عکاس خبری است و هر عکسی جدا از اینکه چه اندازه از نظر بصری و تکنیکی درخشان باشد، نمی‌تواند موفق باشد مگر اینکه از عشق و روابط انسانی نشات گرفته باشد و بیانگر انسان در روبرو شدن با سرنوشتش باشد.

تعداد زیادی از پرتره‌های وی از افراد مشهور مانند ویلیام فاکنر با روش راحت و درخشان وی در مواجه شدن با سوژه بدل به تعریف دقیقی از شخصیت سوژه شده‌است.

کتاب اول برسون افکارش را بخوبی نمایان می‌سازد.«لحظه قطعی»آنگونه که خود برسون تعریف کرده‌است عبارت است از:

«شناخت لحظه‌ای اهمیت یک رویداد در کسری از ثانیه و همینطور پیدا کردن فرم و ترکیب دقیقی که روح آن رویداد را بنحو مناسب بیان کند.»

بعضی از منتقدان برسون را چیزی فراتر از یک شکارچی لحظات نمی‌دانند.این یک حقیقت است که روش«لحظه قطعی» در دستان عکاس بی هدف به شکار لحظه‌ای تصادفی و بی گزینش نزول پیدا می‌کند.

والاترین نکته کار برسون نگرش ژرف به احساسات و ویژگیهای انسان و نشان دادن آن در قاب تصویر است که نمی‌تواند از روی شانس و اقبال بدست آمده باشد و تنها از استعدادی نادر برمیاید.لحظه قطعی و شکار لحظات تنها در این تعریف می‌تواند به سطحی هنری ارتقا یابد.

برسون در کتاب«تحظه قطعی» نوشته‌است:

«در عکاسی کوچکترین چیزها می‌توانند بزرگترین سوژه‌ها باشند، ویژگی‌های کوچک انسان می‌توانند به موضوعی مهم بدل شوند.»

بیشترین بخش عکاسی او مجموعه‌ای از همین ویژگی‌ها و جزئیات انسانی است که تصویررا به جهان پیرامون پیوند می‌دهد.

وی در جهانی تکراری زندگی می‌کرد که اتفاق‌های خسته کننده روزمره مانند انعکاس در گودال گل ولای، تصویر با گج کشیده شده بر روی دیوار، هیکل سیاه پوش در مه همگی برای وی انعکاس حقایقی بزرگ و آشنا در ضمیرناخودآگاه بودند.وی شاعری ضدرمانتیک بود که شعر او عکس‌هایش است و زیبایی را در موضوعات «همانطور که هستند» و در واقع گرایی مربوط به همین زمان و مکان کشف کرد.

تمام تصاویر وی با دوربین ۳۵ میلیمتری همراه با لنز ۵۰ میلیمتری و بندرت عدسی تله فتو تهیه شده‌است، وسیله‌ای که در دست تمام عکاسان آماتور یافت می‌شود.

وی تمامی عکس‌هایش را با نور موجود می‌گرفت و بندرت از فلاش استفاده می‌کرد.

بوسیله بکار گیری بامهارت دوربین عکاسی در ثابت کردن یک لحظه در جریان زمان، برسون برای ما گنجینه‌ای از تصاویر باقی گذاشته‌است.ما از دیدگاه وی می‌توانیم جهان را اندکی بهتر ببینیم و حقیقت و زیبایی را جایی که حدس نمی‌زنیم وجود داشته باشد، بیابیم.

هانری کارتیه برسون در روز دوشنبه ۳ اگوست ۲۰۰۳ در سن ۹۵ سالگی فوت کرد.مطابق وصیت اش وی تنها در حضور خانواده اش به خاک سپرده شد.



منتشر شده توسط farsnews در تاریخ ۱۳۸۸ پنج شنبه ۱۴ آبان

نسخه چاپی نسخه چاپی       ارسال به دوست ارسال به دوست

کدخبر:180منبع:farsnewsتاریخ انتشار:۱۳۸۸ چهاردهم آبانلینک خبر: http://www.namadineh.com/Pages/News-180.htmlتعداد نمایش: 17507کلیدها , كتاب , ناتان , لاينز , وازريك , درساهاكيان , بهمن , جلالي

نظرات

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است


نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: