۱۳۹۰ شنبه ۱۵ بهمن
rss
2
نمایشنامه"عیش و نیستی" هجو معادلات پیشرفت و سیستم بت سازی رسانه ای است . رسانه هایی که با تبلیغ یک نویسنده کوچک را در ذهن مخاطب تبدیل به یک متفکر بزرگ می کنند.

هجو قهرمان‌سازی‌های دنیای مدرن



نمایش "عیش و نیستی" داستان آنیبال لوبورنی نویسنده بسیار ترسویی است که همسری قدرت طلب دارد. این زن همیشه دوست دارد تسلط خود را به شوهرش نشان دهد. بعد از تحقیرشدن‌های فراوان نویسنده تصمیم به خودکشی می گیرد و به خدمتکارش می‌گوید که دیگر تحمل این وضعیت را ندارد و می‌خواهد به روخانه برود و خودش را در آن غرق کند.

 خبرنگاران برای پرکردن صفحات خود و مطرح کردن نام این نویسنده ناشناس با همسر نویسنده همدست می‌شوند و او را تبدیل به یک فیلسوف دارای یک مکتب فکری پیچیده می کنند که بنا به عقایدش خودکشی کرده است . آنیبال باز میگردد و می گوید که زنده است ولی همسر او اجازه برملا شدن این قضیه را نمی دهد و او را وادار به نوشتن می کند، عنوان دستنوشته های کتابخانه شخصی نویسنده ا آنها را به چاپ برساند.

این نمایشنامه نوشته  تیری مونیه  نمایشنامه‌نویس فرانسوی است که در زمینه موضوعات اجتماعی و سیاسی فعالیت های فراوانی داشته است . این نمایشنامه سهل الوصول بودن شهرت در دنیای مدرن را نشان می‌دهد و نقش رسانه‌های دنیا در القای ذهنیات غلط به مردم نقد می کند.

این نمایشنامه انتقادی تلویحی به نظام سرمایه داری و مصرفی‌شدن ذهن عامه مردم دارد و نشان می‌دهد که بت ساختن در این نظام بسیار آسان است طوری که یک نویسنده ساده که دو سه جمله ادبی نمی‌تواند کنار هم بنشاند ، توسط تبلیغات رسانه ای تبدیل به یک فیلسوف بزرگ می شود ، فیلسوفی که یک مکتب فکری بنا نهاده و خود با اعتقاد به همین مکتب خودکشی کرده است.

هجو کردن دنیای مدرن و مردمان آن در قسمتی از نمایشنامه به اوج خود می رسد که یکی از طرفداران این فیلسوف آنیبال در ژاپن خودش را در همان رودخانه که فیلسوف خود را انداخته غرق می کند و مانند او خودکشی می کند.

یعنی در واقع یک فلسفه و مکتب فکری بر بنای نیستی و فقط با القائات رسانه‌ای برپا می‌شود بدون اینکه کسی درباره چرایی آن حرفی به میان بیاورد. این القائات چنان تبدیل به باور و اعتقاد مردمان می شود که حتی خبرنگاران بعد از برگشت آنیبال او را نمی‌شناسند.

اما نمایش "عیش و نیستی" در بعد کارگردانی و اجرا دچار ضعف هایی است که در زمان حضور ایرج راد به عنوان بازیگر روی صحنه و ایفای نقش آنیبال این ضعف بیشتر به چشم می آید و دلیل این اتفاق عدم تسلط کارگردان به فضای صحنه است که شدیدا دچار رکود و شکست ریتم شده است.

جای بسی تعجب دارد که زری عماد بازیگر نقش اوگوستا همسر آنیبال همان الگوی شخصیتی‌ای که برای خود در نمایش"ارغوان" به کارگردانی احمد ایرانی‌خواه،ساخته و پرداخته بود را عینا در همین نمایش اجرا می کند طوری که حتی بعضی تکیه کلامهای این دو نقش هم یکسان شده است.

اتفاق جالب دیگر اصرار زری عماد در حفظ استیل مانکنی و فشن خود در تمام صحنه‌های نمایش است که چون در نمایش"ارغوان" هم به وفور دیده می شد این ذهنیت را که این اطوار جزء شخصیت نمایش است به کلی رد می‌کند؛یعنی حتی در پریشان ترین و عصبانی ترین شکل ممکن هم زری عماد روی صحنه اطوار یک مانکن فشن را از دست نمی دهد.

در این نمایش به استثنای بعضی از صحنه‌ها که "کمدی موقعیت" خلق شده است در قسمتهای دیگر نمایش لوده‌بازی های فراوانی به قصد خنداندن تماشاگر بدون هیچ ربط داستانی اتفاق می افتد . اوج این اتفاق لهجه هندی ناشر کتابهای آنیبال است که به کلیشه ای و دم دستی‌ترین شکل ممکن به نمایش گذاشته می شود که ما را به یاد آیتم‌های طنز تلویزیون در سال‌های دورتر می‌اندازد.

طراحی صحنه مثبت‌ترین و قابل قبول ترین بخش نمایش "عیش و نیستی" است . دکوری که علاوه بر استفاده از رنگهای متناسب یک بی‌مکانی صرف را نمایش می دهد.

admin  | لینک دائم  | نظرات(0)  | 500 مشاهده  | ارسال در 712 روز و 8 ساعت و 9 دقیقه قبل  | 



نظرات



نظر شما



عنوان:  
نظر: