حنانه به موسيقي فولكلوريك عشق ميورزيد و آن را برخلاف ترانههاي كوچه و خيابان، ناميرا و ماندگار ميدانست و معتقد بود كه« فولكلور بايد در محل و با قدمت هود به وجود بيايد.» به موسيقي بندر لنگه با مراسم زار و باد و عقايد جنوب و عاشيقها و تنبورنوازان اعتقادي راسخ داشت.
مرتضي
حنانه،يازدهم اسفند 1301 در تهران و در خانواده اي تحصيلكرده به دنيا
آمد.پدرش،مهندس و بنيان گذار مدرسه ثروت و شيفته مولانا بود و نام فاميلي
حنانه را به دليل همين شيفتگي بسيار به مولوي انتخاب كرده بود:
«بنواخت نور مصطفا،آن استن حنانه را/ كمتر ز چوبي نيستي،حنانه شو حنانه شو»
سال 1314، درست همزمان با بزرگداشت حكيم
ابوعلي سينا و آمدن شرق شناسان از سراسر دنيا به ايران از حنانه خواسته شد
تا در اين مراسم به اجراي برنامه بپردازد و او نيز به اجراي سوئيت شهر
مرجان و آثار ديگري پرداخت كه بسيار تاثيرگذار بود.همان جا سفير ايتاليا
در ايران از وي خواست تا براي ادامه تحصيل به آن كشور برود و بورسي را در
اختيارش گذاشتند تا در مدرسه عالي موسيقي مذهبي واتيكان به تحصيل بپردازد.
حنانه پس از بازگشت از ايتاليا در كنار
تدريس در هنرستان موسيقي،مشغول كار در راديو شد و اركستر فارابي را پايه
گذاري كرد.فريدون ناصري،نخستين كسي بود كه با او همكاري و همراهي
كرد.هرچند مهدي خالدي،علي تجويدي و بزرگ لشكري هم او را تنها نگذاشتند.
به تدريج اركستر فارابي منحل و حنانه خانه
نشين شد و عمده وقت خود را در سال هاي پس از انقلاب به پژوهش درباره
موسيقي پرداخت و علاوه بر آهنگسازي ،به نوشتن كتاب « گام هاي گمشده» و
گردآوري فرهنگي از اصطلاحات قديم موسيقي ايران روي آورد و هفت سال از عمر
خود را به ترجمه«مقاصد الالحان» اختصاص داد.
سه آهنگ « شليل، دستبند لعل و آهنگ بختياري» درشمار آخرين كارهاي حنانه هستند و «فانتزي براي پيانو»، مهم ترين اثر اوست.
حنانه براي نخستين بار در سال 1325-26 به
ساخت موسيقي متن براي يك فيلم آمريكايي به نام« ايران،سرزمين طلاي سياه»
پرداخت و بعد به ساخت موسيقي متن فيلم هايي چون« فرار از تله، صحه و
فولادزره» و دو فيلم از ابراهيم گلستان مشغول شد.موسيقي فيلم « هزاردستان»
به كارگرداني زنده ياد علي حاتمي از جاودانه ترين و دلنشين ترين آثار خلق
شده در اين زمينه است.
حنانه،موسيقي ملي ايران را كه از سال ها
پيش به همت استاداني چون « علينقي وزيري» و « روح الله خالقي» پايه ريزي
شده بود به درجه اي متعالي رساند.به باور منوچهر جهانبگلو،حنانه رموز به
كارگيري موسيقي علمي در اجراهاي بزرگ و نحوه كاربرد انواع سازها و وسايل
موسيقي را به بزرگان موسيقي ما آموخت.آهنگسازاني چون علي تجويدي،حبيب الله
بديعي،همايون خرم، پرويز ياحقي و... مديون رهنمودهاي روشنگرانه او بوده و
هستند.
خالق موسيقي مجموعه هزاردستان،موسيقي
ايراني را از نظر ملودي بسيار غني مي دانست و معتقد بود: ما ملودي سازان
بسياري داشته ايم در حالي كه تعداد آهنگسازانمان خيلي كم بوده است چراكه
براي آهنگسازي بايد بر موسيقي علمي مسلط بود و هارموني و اركستراسيون
دانست.او همچنين به نفوذ ريشه هاي موسيقي ايراني در موسيقي مصر،تركيه و
عراق اعتقاد داشت.حتي«سيگاه» آنها را سه گاه و« چاركا» را چهارگاه خودمان
مي دانست.
حنانه، هنرمندي آگاه و متعهد بود و آثاري
جدي و ماندگار از خود به جاي گذاشت و اينك وظيفه ماست كه به پا خيزيم،هنرش
را ارج نهيم و در برابر كوشش او سر تعظيم فرود آوريم.او كه بر بستر موسيقي
ايران جاري است.